یه دختر عمه دارم فکر میکنه تمام دنیا بهش حسودی میکنن
الان داشتیم شام میخوردیم خیلی زیاد خورد خیلی آروم بهش گفتم یه وقت حالت بد نشه؟
آخه سابقه مسمویت غذایی داره
یهو اخماش رفت تو هم زیر لب گفت عقده اییا
درصورتی که من بدون منظور گفتم دوست نداشتم حالش بد شه
الانم سر سنگینه میخواد فردا بره
بگید چیکارش کنم هرچی بهش میگم یا حرفی میزنم سریع به خودش میگیره فکر میکنه ما همه بهش حسودی میکنیم