ی مغازه رفتیم یارو برگشت گفت که اره برای جهیزیه چیز خوب بخر فلان چیز بخر منم دیدم مامانم انگار دلش شکست یارو شستم پهنش کردم گفتم همه دوس دارن چیز خوب بخرن اما درک و شعورم چیزخوبیه که خریدنی نیست گفت نه خدامیرسونه گفتم هروقت رسوند میرم بهترینشو میخرم اون بهترینی ک مد نظر منه تو مغازه تو پیدا نمیشه