بچه ها من دیت رو رفتم دوبار همه چیزش خوب ب نظر میومد فقط توی دین دوم من از خط قرمز ام بهش گفتم
گفتم رابطه جنسی و اینا نمیتونم داشته باشم و اعتماد کنم
اونجا بهم گفت اشکالی ندارد خودمم اینو میدونستم و مثل همیشه بود حتی اون روز هم برگشتم باهام مثل همیشه رفتار میکرد و قربون صدقم میرفت
حالا یا مدته حس میکنم سرد شده
همیشه سرکار هم که بود تا آزاد بود کلی باهم چت میکردیم
میخواستم بیرون برم هی سوال پیچ میکرد کجا میری کی برمیگردی ولی الان نه براش مهم نیس دیگ
بهش گفتم اگر حوصله من رو نداری پیام ندم بهت گفت چرا نباید حوصلتو داشته باشم
گفتم آنقدر سرد چت میکنی چرا گفت من یا تو؟؟؟ انداختم گردن من
شبت تا ساعت چهار اینا بیداره و نمیخوابه کلا هر شب منو نگه میداشت حرف میزدیم🥲 چند شبه دیگ اینجوری نیس
میگ میرم سرکار خیلی خسته میشم خوابم میبره
دیشب از ساعت ۹ که پیام دادم سین نزد تا ۱۱ زنگ زدم بهش گفت من با رفیقام بیرونم دستم بنده خودم زنگ میزنم گفتم پیام بده
پیام نداد تا فردا که بهم گفت صبح بخیر
ب نظرتون این جریان چیه سرد شده یا واقعا این دلایلی که میاره درسته
من میخواستم بعد از ظهر زنگ بزنم بهش و خیلی رک و راست حسی که راجبش دارم رو بگم بپرسم چرا اینطوری رفتار میکنی دوست ندارم یکی مثل مزاحما باهام رفتار کنه