شاید دیگع باهات حرف نزنم ولی
تو مراقب خودت باش وقتی میخوای
از خیابون رد بشی
وقتی هوا گرمه
وقتی دلت میگیره
وقتی غم میشینه روی دل کوچولوت
وقتی کلافه ای
وقتی حال زندگی نداری
من ازت دورم
اما قلبم هنوز نگران توعه
مواظب خودت باش
غذاتو بخور
نزار آدما اذیت کنن
کاش میدونستی چقدر گریه کردم وقتی تصمیم گرفتم ازت دور شم
اگه میدونستم آخرین باری که دیدمت قرار بود آخرین دیدارمون باشه محکم تر بغلت میکردم
حسرت زندگی کردن کنارت تا ابد میمونه تو دلم
سخت ترین خداحافظی اونیه که هردو میدونید هنوز همو دوست دارین
وقتی دونفر مال همدیگن
حتی اگع جدا شن
همونطور که اولین بار سرنوشت اونارو سر راه هم قرار داد
بعد از مدت ها جدایی و دوری بدون اینکه بدونن یا بخوان شاید دوباره کنار هم قرار گرفتن
از پس این دوری برمیام مامان
اما بدون تو بچت زیاد تنهاست
هیچ وقت هیچکس اندازه من دوستت نخواهد داشت
صبحا بزور از خواب پا میشم و هیج انگیزه ای ندارم
با هیچکس حرف نمیزنم
هیچکس قرار نیست بفهمه تو دلم چه خبره
از سر عادت بیشتر کار میکنم تا شاید کمتر فکرکنم
چقدر عجیبه که من وتو دیگع صحبت نمیکنیم
دیگع از روزمرگی هم خبر نداریم
دیگع صبحا گوشی رو به امید پیام تو چک نمیکنم
شب ها بدون شب بخیر تو در سکوت و تنهایی میخوابم
سهم من از تو تا ابد یه دلتنگی عمیقه
این آخرین خداحافظی منه از خاطرات خوبمون
از خاطرات بدمون
از تمام برنامه هایی که ریختیم
مطمئنم روپوش سفید رو تنت میکنی
خوبی بدی دیدی حلال کن
شاید تونستم دوباره ببینمت بعد از مدت ها
با آرزوی بهترین ها