دوستم زندگی خیلی خوبی داشت ولی ۳،۴ ساله زندگیش از این رو به اون رو شده، مثلا کلی سفر خارجی می رفت خوش بود و همیشه خندان بود ، چند جور کار انجام میداد، خیلی موفق بود، اوضاع مالیش خوب بود، کاری نبود اراده بکنه و انجام نشه، خلاصه طوری بود که همه به تواناییاش ایمان داشتیم، اما ۳،۴ سال پیش یه مشکلاتی براش پیش اومد که وحشتناک، خیلی هم با آبرو هست و فقط حرفشو پیش من می زنه و هنوز جلو بقیه حفظ ظاهر می کنه، خلاصه از اون آدم توانا یه آدم له شده مونده با کلی مشکلات بزرگ وبدهی مالی و خیلی بی اراده شده یعنی ۱۸۰ درجه تو این ۳،۴ سال عوض شده و داغون ، من که اینورم و فقط دارم می بینم واقعا خسته شدم و بریدم دیگه چه برسه به خودش که تو ماجراس
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه خروس سیاه قربونی کنه. تو کتاب گنجهای معنوی هم از پیامبر یه روایتی هست برا چشم زخم اونم انجام بده طریقه واقعی و اسلامی تخم مرغ شکستن برا رفع چشم زخمه بدون تهمت زدن به عالم و ادم
ملا گفته بود طلسمش خیلی سخته ومن نمی تونم باطلش کنم و باید بری یه ملایی سمت خورستان یا زاهدان که واردن این کار رو برات انجام بدن ، گفته بود انقد طلسمش قوی هست که حس هر کاری و ازت گرفته
واقعا نه دوستم نه من به این چیزا اعتقاد نداریم ولی دیگه انقد گرفتاره به من گفت چیکار کنم، گفتم تو که این همه ضرر مالی کردی و به خاک سیاه نشستی اینم روش امتحان کن شاید جواب بده
سوال من اینه آیا شما کسی و می شناسید طرفای خورستان یا زاهدان این کاره باشه ؟