یه بار دعوا راه انداخته م سر این قضیه که چرا پشته سره زنداییم رفته به جاریم گفته اونم رفته به زندایی ...
خب به روش مياوردي ميگفتي مثل اينكه باز شروع كردي!!!! چه زود يادت رفت.... بعدم خجالت نكش مستقيم بهش بگو كن خوشم نمياد با اين حرف بزني حق نداري باهاش بيش از خد سلام و عليك صحبتي داشته باشي. خيلي جدي هم بگو
ولشون كني روز به روز اعصابتو بيشتر بهم ميريزن. من جاريم خيلي كثافته و حسود.... چون من و شوهرم با هم خيلي خوب بوديم نميشه مخصوصاً كارايي ميكرد با هم بحث كنيم يا لج منو درمياورد منم بچه بودم هي هيچي نميگفتم ولي ديگه آدم يه جا صبرش تموم ميشه. البته شوهر من زياد محل اون نميداد واسه همين حرف و اينا نميزدن مثل شوهر و جاري تو ولي از روش هاي ديگه كرم ميريخت. مثلا من و شوهرم كنار هم بوديم ميومد به اون سلام ميكرد منو اصلا نگاه نميكرد. طفلك عقده داره.