2821
2789
دفعه پیش تو عید اشتی کردیم بهش گفتم گفتم بازم شروع کزدی که مگه نمیگفتی اون روانیه چرا باز شروع کردی ...

جدي بگو لطفاً. اگر هم ديدي درست نشد يه تصميم اساسي بگير چون موضوع شوخي بردار نيست اونم تا حد داستان شما.

ولشون كني روز به روز اعصابتو بيشتر بهم ميريزن. من جاريم خيلي كثافته و حسود.... چون من و شوهرم با هم ...

جالبه شوهره من میخواد بعضی وقتا لجه من در بیاره میره پیشه اون

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

مثلا تو جمع حرف میزنه فقط به اون نگاه میکنه به اون توضیح میده میخواد کاری کنه از اون نظر می خواد یه ...

اسنارتر جان چه قدیمی چه جدید چه پیر چه جوون زن و شوهر تو جمع فقط باید خودشون باهم تو اولویت باشن با هم بگن بخندن بعد با بقیه حرف بزنن اینجور نباید باشه که فقط با یوی خوب باشن

فرض کن تو تو جمع خیلی با برادرشوهرت مچ باشی شوهرتم اصلا نگا نکنی پشتت چی میگن یا تو جمع چه جوری نگات میکنن اگه تو هم رفتار جاریتو داشته باشی فک میکنی برا همه طبیعیه

اگه طبیعیه تو هم مثل خودش باش

توهم همش با برادرشوهر باش

والا یه مدت منم با بردار شوهرم صمیمی شدم اینا اصلا عینه خیالشونم نبود کنار هم میشستم بازم حرف میزدن 

البته چند بار با برادر شوهرم خیلی صمیمی شدیم البتع بردار شوهرم هوای منو خیلی داره ولی نه دیگه در حده شوهرم  دیدم جاریم رنگ عوض کرد

معمولاً اينجور آدما شوهرشون گلابيه ديگه و معمولاً هم به زنش توجه نداره واسه همين زنش جاي ديگه دنبال ...

شوهرش واقعا گلابیه 

زنه هر جا دلش میخواد میبره با هر کی دلش میخواد حرف میزنه 

تازه پشته سره جاریمم یه بار حرف در اومد که دوست پسر اینا داره

ولشون كني روز به روز اعصابتو بيشتر بهم ميريزن. من جاريم خيلي كثافته و حسود.... چون من و شوهرم با هم ...

یه چیزیم هست جاریم همش میاد به من کارای مخفی که شوهزم میکنه به من میگه مثلا حرفایی که میزنه کارایی که میکنه و من نمیدونم 

برا همین نمیخوام با جاریم دعوا کنم چون باز اطلاعات به من میده به شوهرمم گفتم میاد به من میگه ولی نمیدونم چرا باز میره با اون حرف میزنه

والا یه مدت منم با بردار شوهرم صمیمی شدم اینا اصلا عینه خیالشونم نبود کنار هم میشستم بازم حرف میزدن& ...

جاري من كه خودش اين كارارو ميكرد نميذاشت حتي شوهرش يه كلمه حرف با من بزنه يا بچه منو بغل كنه حتي... يه جاهايي حتي ميومد وايميستاد تو راه ديد شوهرش كه مبادا چشمش به من بخوره مخصوصاً تو مهمونيا. شوهرش يواشكي بايد بچه منو بغل ميكرد يواشكي دور از چشم اون با من حرف ميزد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز