2777
2789
دفعه پیش تو عید اشتی کردیم بهش گفتم گفتم بازم شروع کزدی که مگه نمیگفتی اون روانیه چرا باز شروع کردی ...

جدي بگو لطفاً. اگر هم ديدي درست نشد يه تصميم اساسي بگير چون موضوع شوخي بردار نيست اونم تا حد داستان شما.

ولشون كني روز به روز اعصابتو بيشتر بهم ميريزن. من جاريم خيلي كثافته و حسود.... چون من و شوهرم با هم ...

جالبه شوهره من میخواد بعضی وقتا لجه من در بیاره میره پیشه اون

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

مثلا تو جمع حرف میزنه فقط به اون نگاه میکنه به اون توضیح میده میخواد کاری کنه از اون نظر می خواد یه ...

اسنارتر جان چه قدیمی چه جدید چه پیر چه جوون زن و شوهر تو جمع فقط باید خودشون باهم تو اولویت باشن با هم بگن بخندن بعد با بقیه حرف بزنن اینجور نباید باشه که فقط با یوی خوب باشن

فرض کن تو تو جمع خیلی با برادرشوهرت مچ باشی شوهرتم اصلا نگا نکنی پشتت چی میگن یا تو جمع چه جوری نگات میکنن اگه تو هم رفتار جاریتو داشته باشی فک میکنی برا همه طبیعیه

اگه طبیعیه تو هم مثل خودش باش

توهم همش با برادرشوهر باش

والا یه مدت منم با بردار شوهرم صمیمی شدم اینا اصلا عینه خیالشونم نبود کنار هم میشستم بازم حرف میزدن 

البته چند بار با برادر شوهرم خیلی صمیمی شدیم البتع بردار شوهرم هوای منو خیلی داره ولی نه دیگه در حده شوهرم  دیدم جاریم رنگ عوض کرد

معمولاً اينجور آدما شوهرشون گلابيه ديگه و معمولاً هم به زنش توجه نداره واسه همين زنش جاي ديگه دنبال ...

شوهرش واقعا گلابیه 

زنه هر جا دلش میخواد میبره با هر کی دلش میخواد حرف میزنه 

تازه پشته سره جاریمم یه بار حرف در اومد که دوست پسر اینا داره

ولشون كني روز به روز اعصابتو بيشتر بهم ميريزن. من جاريم خيلي كثافته و حسود.... چون من و شوهرم با هم ...

یه چیزیم هست جاریم همش میاد به من کارای مخفی که شوهزم میکنه به من میگه مثلا حرفایی که میزنه کارایی که میکنه و من نمیدونم 

برا همین نمیخوام با جاریم دعوا کنم چون باز اطلاعات به من میده به شوهرمم گفتم میاد به من میگه ولی نمیدونم چرا باز میره با اون حرف میزنه

والا یه مدت منم با بردار شوهرم صمیمی شدم اینا اصلا عینه خیالشونم نبود کنار هم میشستم بازم حرف میزدن& ...

جاري من كه خودش اين كارارو ميكرد نميذاشت حتي شوهرش يه كلمه حرف با من بزنه يا بچه منو بغل كنه حتي... يه جاهايي حتي ميومد وايميستاد تو راه ديد شوهرش كه مبادا چشمش به من بخوره مخصوصاً تو مهمونيا. شوهرش يواشكي بايد بچه منو بغل ميكرد يواشكي دور از چشم اون با من حرف ميزد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108