بچه ها میشه دیدگاهتونو راجب این موضوع بهم بگین
من ۲۲سالمه باردارم خونمون اپارتمانه دو واحده ایم
الان ۶ماهمه چندماهی هست بوی غذای همسایه ب شدت داخل خونه ماست قبل اونم بودا ولی خب اهمیت نمیدادم ولی ی مدته خیلییی دلم پر میکشه غذاشو بخورم جوری که میرفتم دره خونرو باز میکردم بو میکشیدم و میگفتم کاش الان اون غذارو میخوردم.ی چندماهیه خیلی این موضع رو مخمه و بنده خدا ایشونم نمیدونست من باردارم،اصلا توقع نداشتم یا ندارم ک برام غذا بیاره ولی خیلی مغزم میموند پیش دست پختش و غذاهاش سنشم از من خیلی بالاتره ینی چند باری بیشتر ندبده بودمش حتی سلام علیکمنداشتیم.امروز نتونستم بمونم گفتم بزار ناهار یکم بیشتر درست کنم بهشون بدم تا شاید ظرف منو خالی نفرسته و غذا بزاره داخلش.ماهی پختم براشون بردم و گفتم ی موقع بوش میاد براتون اوردم.حالا الان ظرفمو با ی کاسه ترشی آلبالو اوردجلو در و گفت بارداری ؟گفتم اره گفت شرمنده من نمیدونستم اگه ی وقت بوی غذایی چیزی اومده اذیت شدی منو ببخش از این به بعد هروقت بوی غذا اومد خونتون و یا هوس کردی منم جای مادرتم بیا بهم بگو اگه نگی مدیون دوازده تا امامی.پیش خودم میگم نکنه فهمیده من قصدم چی بوده خیلی خجالت میکشم الان میگم کاش غذا نمیدادم اونم مجبور نمیشد ولی نمیدونم ظهر یهو چجوری براش غذا بردم چون خودم ادم خجالتیم با این همسایمونم برخورد نداشتیم.الان چیکار کنم دارم از خجالت و عذاب وجدان میمیرم شوهرم میگه عیب نداره بزرگش نکن کارت بد نبود ولی مامانم گفت مگه گدا شدی
اصلا نمیدونم چیکار کنم الان تو دلم خیلی ناراحت شدم ار کارم پشیمون شدم