2821
2789

جدال عقل و دل همواره در من ماجرا دارد

شبیه سرزمینی که دو تا فرمانروا دارد


شبیه سرزمینی که یکی در آن به پا خیزد

یکی در من شبیه تو خیال کودتا دارد


منِ دلمرده و عشق تو ، شاید منطقی باشد

گل نیلوفر اغلب در دل مرداب جا دارد


تو دلگرمی ولی همپا و همدستی نخواهد داشت

کسی که قصد ماندن با منِ بی دست و پا دارد


خودم را صرف فعل ” خواستن ” کردم ولی عمری ست

” توانستن ” برایم معنی نا آشنا دارد


زیاد است انتظار معجزه از من که فرتوتم

پیمبر نیست هر پیری که در دستش عصا دارد



دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد

نِداے صُبــح بِخیــر از تو

نَواے مَستیاش با مَن

عَجب صُبحِ قَشنڪَی شُد

نڪَاهَت دَر نِڪَاهِ مَن


من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

♥️
خوش در آغوشم ڪشیدے مستِ مست
لیڪن اے معشوقهٔ عاشق پرست
این همآغوشے براے ما ڪم است
پیرهن در این میان نامحرم است

من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

جــــــــانْ ،

بـے جـمال ِ #جـانـان

مـــیل ِجـــ ـــهانْ نـدارد🏒



#حـافـــظ--❥



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

شده بودم به جهان شهره و آوازه ی تو ...

تازه شد حال دلم ، با سخن تازه ی تو ،


به هوای سخنت هرچه به دل بود گذشت ...

ای فدای سخن بی حد و اندازه ی تو


راحم_تبریزی



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

برسان مرا به حسّى كه در آن زمان نباشد

به تعلقى كه در آن غم اين جهان نباشد


برسان مرا به شورى كه شعور از آن ببارد

به خداى بى شريكى كه رُخش نهان نباشد


بكشان مرا به عشقى كه منزّه از هوس شد

به عيارِ آدميّت كه اسير نان نباشد


به خدا كه عشق پاكم به تو مِثل وُ تا ندارد

چه مباركست عشقى كه در او زيان نباشد


تو بهار جاودانى كه به من حيات دادى

چه خوشست حالِ برگى كه غمش خزان نباشد!


من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒


من و از دور تماشای گلستان کسی

به نسیمی شده خرسند ز بستان کسی


در نظر نعمت دیدار و به حسرت نگران

دستها بسته و مهمان شده بر خوان کسی


زیر بار سرم این دست بفرساید، بِه!

ز آنکه دستیست که دور است ز دامان کسی

پادشاهان و نکویان دو گروه عجبند

که نبودند و نباشند به فرمان کسی


وحشی از هجر تو جان داد، تو باشی زنده

زندگی بخش کسی، عمر کسی، جان کسی


#وحشی_بافقی



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

.شده باران بزند قلب تو دیوانه شود؟

همه ی خاطره ها نزد تو بیگانه شود؟


شده از دست کسی یک دفعه دلگیر شوی ؟

او در آغوش کسی باشد و تو پیر شوی؟


شده با جان و دلت عاشق و مجنون باشی؟

او کنار دگری باز تو دلخون باشی؟


شده با یاد کسی تا به سحر گریه کنی؟

با خدا درد و دل و پیش همه شکوه کنی؟


شده روزی برسد بغض امانت ندهد؟

آنقدر گریه کنی هیچ ز یادت نرود؟


من پر از دردم و این است غم دیرینم

همچو فرهاد شدم ، کوه غمم شیرینم.



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

با من چہ نمودے ڪہ پریشانِ تـو هستم؟

آشفتـہ یِ آن صورتِ زیبـاے تـو هستـم


با من چـہ نمودے ڪـہ شدم عاشقِ زارت؟

حیرت زدہ یِ عشوہ و افسونِ تـو هستم


بامن چہ نمودۍڪہ شدم مستِ نگاهت؟

اے دلبـرِ مستانـہ یِ معشوقـہ و مستـم


اے شعــرتـرین شعـرِ پـریـزاده و زیبــا

اے دختـرِ رقـاصہ یِ مستـورہ و مستـم


اے شعـلـہ یِ رقصانِ میـانِ دل و دلـدار

اے لـرزشِ احساسِ دل و دیـدہ و دستم


اے حسرتِ دیـدارِ دلِ عـاشق و معشوق

افسوس نگفتم ڪہ چنین عاشق و مستم




من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

بے تو تنهایے


مرا تخریب و 💔🕊

وویران مے ڪند

خاطراتت💔🕊

قلب من را،

تیر باران مے ڪند.💔🕊

درد دورے و جدایے

درد بے درمــان عشــق💔🕊

فاصــله دارد مرا

مجنـــون دوران مے ڪنــد💔🕊



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم

با زبان زخم زدی، ... دشنه زدی... خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم

ساده لوحی ست ... بگویم که نمی فهمیدم

غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم...

تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم

دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی

تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم

بسته بودم، لب ازآن درد و ازآن بی مهری

تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم

بی سبب نیست، ... فراموش شدی در یادم

که تو مهتاب شبانگاهی و... من خورشیدم

عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم

مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم

شکل یک سیب ، که گندیده و کرم افتاده

کرم کردم ! ... و از اعماق درون گندیدم

اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود

بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم ...

برو ای یار برو"از تو گذشتم" خوش باش

برو ای یار ! که من مهر تو را بخشیدم.....



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

تو با قلبَ ویرانه ی من چه کردی

ببین عشق دیوانه ی من چه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم

تو با بال پروانه ی من چه کردی

نه نوشیده از جام چشم تو مستم

خمار است میخانه ی من چه کردی

مگر لایق تکیه دادن نبودم

تو باحسرت شانه ی من چه کردی

مرا خسته کردی وخود خسته رفتی

سفر کرده با خانه ی من چه کردی

جهان من از گریت خیسَ باران

تو با سقف کاشانه ی من چه کردی



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

شاعرم باش و برای دل ویران بنویس

دو سه خط از من بیمار و پریشان بنویس


بنویس هرچه دلت خواست که آرام شوم

تا که آرام شوم ،شعر فراوان بنویس


مدتیشاعرم باش و برای دل ویران بنویس

دو سه خط از من بیمار و پریشان بنویس


بنویس هرچه دلت خواست که آرام شوم

تا که آرام شوم ،شعر فراوان بنویس


مدتی هست دلم تنگ غزل خوانی هاست

تا دلم وا شود از یار غزلخوان بنویس


سر و سامان که ندارد ،غم و آشفتگی ام

چند خطی ز من بی سرو سامان بنویس


قلمت سبز و دلت شاد بماند شاعر

از پریشانی من هر دم و هر آن بنویس


برده چشمان تو آرامش شب های مرا

شاعرم باش و برایم سر و سامان بنویس


تو طیبب دل سرگشته و مجنون منی

لااقل نسخه ام امشب لب و دندان بنویس


باب میل دل من باش و به پرونده ی من

تا قیامت تو فقط واژه ی عصیان بنویس ...



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

تو هم نگو به مادرت ؛ نگو که عاشقت شدم...

"زنان" کلاغِ عشق را چهل کلاغ می کنند...

من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

باتو💖 ، با عشق تو🫵 همخانه شدن را بلدم

غیرِ تو ، با همه بیگانه شدن را بلدم


تا کنم باز ،درِ خانه ی مهرت چو کلید

به سر از پا همه دندانه شدن را بلدم


مثل آشفتگی موی تو شد کار دلم

دل من ! غصه نخور شانه شدن را بلدم


پُر شوَم تا که من از الکل چشم و لب تو

ساقی ام باش که پیمانه شدن را بلدم


مرغ عشق منی و جای تو آغوش من است

پیش من پر بکشی لانه شدن را بلدم


من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز