2821
2789

تــو همان جرعه ی آبی
که نشُــد وقتِ سحر
بِــــزنم لب به تــــو
و زود اذان را گفتند...❤️🔥

من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒



مرغِ عشقم، در برت

خانه میخواهد دلم...


از مـیـانِ دستِ تــو

دانه میخواهد دلم...


واژه واژه میچکم

شعرِ چشمان تو را...


حصر آغوشت کجاست؟

شانه میخواهد دلم...




.

من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

دلم جنگل، دلم باࢪان، دلم مهتاب مےخواهد

دلم یک کلبہ ے چوبے کناࢪ آب مےخواهد


چنان دلگیࢪم از دنیا کہ تࢪجیحا دلم شعࢪے

پࢪ از تصویࢪ موزون و خیالے ناب مےخواهد


قلم دستم به دامانت، بکِش یڪ دسته مࢪغابے

کہ دل آرامشِ محضِ لبِ تالاب مےخواهد


جهانے خالے از وحشت، نہ کفتاࢪ و نہ سگ باشد

دلم یک جنگلِ سبزِ پُࢪ از سنجاب مےخواهد


بکِش یک کودڪ ساده، کہ از اسباب بازے ها

نہ شمشیࢪ و نہ ناࢪنجک، فقط یک تاب مےخواهد


تمامِ حسِ شعࢪم ࢪا بگنجان دࢪ غزل امشب

کہ این تصویࢪ ࢪویایے فقط یک قاب مےخواهد


اتاقے از اقاقے ࢪا بࢪایم فࢪش کن دࢪ شعر

کہ ذهن خستهے شاعࢪ، دو ساعت خواب مےخواهد !


من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒



قلم بنویس دردم را ، هوای قلب سردم را

بگو با آینه آرام ، دلیل روی زردم را


قلم بنویس عشقم را ،چرای سرنوشتم را

مشخص کن برای من ، جهنم یا بهشتم را


قلم بنویس هجران را ،غم دوری زیاران را

زشرح آن جفاکاری ،که زخمی کرده پیمان را


قلم بنویس حالم را ،به شبها گریه کارم را

نباشد مونسی جز غم ،به اسب عمرسوارم را


قلم بنویس آهم را ،شکسته شاخسارم را

بهاری که به یغما رفت ،چرای اعتمادم را


قلم بنویس امیدم را ، دلیل نا امیدم را

چرا فصل جوانی و ، ببین موی سفیدم را


قلم بنویس صبرم را ، دلیل تیره ابرم را

چرا سنگ صبور غم ،بخواند شعر ماتم را



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست

هفت قرن است در این مصر فراوانی نیست


به زلیخا بنویسید نیاید بازار

این سفر، یوسف این قافله ، کنعانی نیست


حال این ماهیِ افتاده به این برکه خشک

حال حبسیهنویسی است که زندانی نیست


چشم قاجار کسی دید و نلرزید دلش

بشنوید از من بیچشم که کرمانی نیست


با لبی تشنه و بیبسمل و چاقویی کند

ما که رفتیم ولی رسم مسلمانی نیست


عشق رازیست به اندازهی آغوش خدا

عشق آن گونه که میدانم و میدانی نیست


دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد

قلم بنویس دردم را ، هوای قلب سردم رابگو با آینه آرام ، دلیل روی زردم راقلم بنویس عشقم را ،چرای سرنوش ...

آفرین👏

دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد

نیستی هرشب برایت شعر میخوانم هنوز

پای قولی که تو یادت رفته، می مانم هنوز


می نشینـم خاطـراتت را، مـرتب می کنم

در مــرورِ اولیـن دیـدار، ویـرانـم هـنـوز!


کـاش روزِ رفتنـت آن روز بــارانـی نـبـود

از همان روزی که رفتی، خیسِ بارانم هنوز


روبـرویـت می نشینـم، روبـرویـم نیستی

نیستی هرشب برایت شعر میخوانم هنوز


دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد

.


سخت است که معتاد نگاهی شده باشی

دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی


اینکــه پســر رعیت ده باشی و آنوقت

دلداده ی تک دختر شاهـی شده باشـی


در پیچ و خم عشق به سختی به در آیی

از چاله،، ولی راهی چاهی شده باشی


از دور تو را محکم و چون کوه ببینند

در خویش شبیه پر کاهی شده باشی


مانند دلیری که به دستش سپری نیست

بازیچه ی دستان سپاهی شده باشی


یـک عُمر بجنگی و در آخــر نتوانـی

تا نامزد آن که بخواهی شده باشی


سخت است که ماه تو سراغ تو نیایـد

آنگاه که در حوضچه ماهی شده باشی


من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

تو را من عاشقانه همچنان غمخوار میخواهم

به دور از جمع آدمها فقط یک یار میخواهم


ندارد تاب دلتنگی دل دیوانهام بی تو

که محتاجم بیا بنگر تو را هر بار میخواهم


برای دیدنت صبر و قرارم نیست فهمیدی

فقط میدانم این را که تو را بیدار میخواهم


ببوسم آن لبت لعلت بریزم مستحب ها را

همیشه بر لبانم بوسه با اقرار می خواهم


لبت سرچشمهی نور و نگاهت نور شیدایی

تو را چون بوسه در یک خلسهی سیگار میخواهم


بیا امشب در این مستی شوم از زلفت آویزان

سماع گیسوانت را میان بار میخواهم


به خود گفتم رها کن عاشقی را زندگانی کن

فقط پیک شراب و دلبر و دینار میخواهم


نگاهم مبهم است و در دلم مخفی هزار آیت

من مجنون سر گردان کمی اقرار میخواهم



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

. 🌱مثلِ فریدونمشیری

ابراز علاقه کنید،

اونجایی که میگه :

" ای عشق♥️

تو را دارم و

دارای جهانم "




من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

وعده کردم که به تو سر نزنم

برسم تا دم در ،در نزنم


قول دادم به غزلهای خودم

زل به چشمان تو دیگر نزنم


مطمن باش خیالت راحت

گله ای از تو به دفتر نزنم


این چه رسمیست که باید یک عمر

حرف خود را به تو اخر نزنم


برو ای عشق برو تا دیگر

روی دستان تو پرپر نزنم




من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

عـاشقم بـاش کـه در عشق زبـانـزد باشم

غیـرِ تـو با همه کس، در همه جا بد باشم


دیـنِ احسـاسِ تـو، از غصـه نجـاتم داده

پـس چـرا از تـو و از دیـنِ تـو مُرتد باشم


خالـقِ عشق تـویی ، حضرتِ دلداده ی من

کافـرم چـون کـه بـه عشقِ تو مردد باشم


در موازاتِ تو بودن، به خدا بی رحمی ست

بـاتـو بـایـد بـه مسیرِ دل و ممتـد بـاشم


می روم بـا تـو الــهی کـه مُـقـدر بـاشـد

هرچه پیش آید و درعشق خوش آید باشم


می شنـاسم تـو و احسـاسِ تـو را دلبـرکم

مـن فقط بـا تـو در ایـن عشق مؤید باشم


عشق یعنی بشود، آنچـه دلـت می خواهد

عـاشقت هستم و می مانـم و بـاید باشم



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد


من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا

بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد


داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری

آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد


هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد

غار در کوه چه باشد ؟ دهنی بی فریاد


داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم

که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد


بغض من گریه شد و راه تماشا را بست

از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد

دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد

گیرم که به هر حال مرا بردهای از یاد

گیرم که زمان خاطرهها را به فنا داد


گیرم نه تو گفتی... نه شنیدی... نه تو بودی...

آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد

با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی

یک بار دلت یاد من خسته نیفتاد

یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی

یک ذره دلت تنگ نشد خانهات آباد

این بود جواب من دل خستهی عاشق

شیرین رقیبان شدهای از لج فرهاد


باشد گلهای نیست خدا پشت و پناهت

احوال خودت خوب دمت گرم دلت شاد



دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد

2828
2791
2779
2792