حال دل، با یاد شیرین تو بهتر میشود
وای اگر باران ببارد هم، که محشر میشود
بوتهی یاسی مگر..؟ یا دشتی از آلاله که
با خیالت هم، تنِ شعرم معطر میشود
ای نگاهت ماهتر، در غربتِ شبهای من
آسمانم با دو چشمانت منور میشود
راز چشمِ پرخمارت را نمیدانم ولی
با نگاهت نبضِ قلبم صدبرابر میشود
لمس کن گلبرگِ جانم را، در آغوشت تنم
مثل روحِ قاصدک، آزاد و پرپر میشود
اشتیاق خندههایت بیقرارم میکند
نقش لبخندت به چشمانم چه دلبر میشود
بر لبت هر بار میگویی نگارم، دلبرم
در هوایت، مرغِ بی بالم، کبوتر میشود
نیستی،، اما غمت را در شبِ چشمم ببین
با نمِ اشکم، نگاهم دیدنیتر میشود
کاش بودی،ای پناه بیکسیهای دلم
چون کنارت عاشقی یک جور دیگر میشود