2821
2789

وعدههایت همه واهیست از این میسوزم

همه گفتند دروغ است دلم گوش نکرد!


سیل اشکی ك زداغ تو به راه افتادهست

آتشی را ك غم افروخته خاموش نکرد...


گریهام را همه دیدند ولی هیچکس ،

جز خیال تو مرا غرقِ در آغوش نکرد ،


ناسزایی بده ما را نفسی یادم کن

تا بگویند اگر رفت فراموش نکرد'




من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

« مثل آدم برفیام شالی خوشحالم می کند

یک کلاه و ژاکتی خالی خوشحالم می کند


یخ زدم اما نمی گویم در آغوشم بگیر...

از لبانت بوسه ی عالی خوشحالم می کند...


ساکن این کوچه ی دلگیر تنهایی منم،

بازی طفلان جنجالی خوشحالم می کند،


از زمینگیری گریزانم دلم با کوه هاست

دیدن در بندو تو چالی خوشحالم می کند


از دهاتی بودن و شهری شدن دلخسته ام

زندگی در حومه ی شالی خوشحالم می کند! »


من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

صدايت مى زنم شب ها دلم انگار مى لرزد

جوابم مى دهى "جانم" تنم هر بار مى لرزد


به هر ساعت دلم مضرب توانم عشق بى پايان

تپش در سينه مى گويد تو را تكرار مى لرزد


نوازش كن تو قلبم را كمى آهسته آهسته

گسل در شهر تهرانم كه بى اخطار مى لرزد


من از اين عشق لبريزم تو را اما نمى دانم

اگر باور كنم هرگز ، لب از انكار مى لرزد


هزاران فرسخ از قلبت بگو ديوار اما نه

كه من تنها ، دلم در پشت اين ديوار مى لرزد..


من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی!

نامهای خیس به دستم برسانی بروی!


در سلام تو خداحافظیات پیدا بود

قصدت این بود از اول که نمانی بروی


خواستی جاذبهات را به رخ من بکشی

شاخهٔ سیب دلم را بتکانی بروی


جای این قهوهٔ فنجان که به آن لب نزدی

تلخ بود این که به جان لب برسانی بروی!


بس نبود اینهمه دیوانهٔ ماهت بودم؟

دلت آمد که مرا سر بدوانی بروی؟


چشم آتش! مژه رگبار! دو ابرو ماشه!

باید این گونه نگاهی بچکانی بروی


باشد این جان من این تو، بکشم راحت باش

ولی ای کاش که این شعر بخوانی بروی



دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد


تقصير دلم نيست تماشاي تو زيباست"

چشمان پر از عاطفه و مهر تو گيراست


تقصير دلم نيست كه لرزان شده چون بيد

آهنگ نفس هاي تو از دور چه شيواست


تقصير ندارد به خدا زورق خسته

از چشم خروشان تو صد موج هويداست


خود،مرده ودل زنده به يادت همه وقت است

چون ياد تو هم در دل ما لطف مسيحاست


عالم همه در حسرت ديدار تو خسته

پس در سر هر شيفته ات درد و دريغاست


از دست دلم شكوه نكن ماه شب تار

تقصير دلم نيست تماشاي تو زيباست



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

ای مردمان بگویید آرام جان من کو؟

راحتفزای هرکس محنترسان من کو؟


نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس

گهگه به ناز گویم سرو روان من کو؟


در بوستان شادی هرکس به چیدن گل

آن گل که نشکفیدهست در بوستان من کو؟


جانان من سفر کرد با او برفت جانم

بازآمدن از ایشان پیداست آن من کو؟


هرچند در کمینه نامه همینیرزم

در نامهٔ بزرگان زو داستان من کو؟


هرکس به خان و مانی دارند مهربانی

من مهربان ندارم، نامهربان من کو؟

💔

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

خستهام! سنگ نزن، هی نشکن روح مرا

شدهام عاشق یک آینهنشناس چرا؟


گفته بودی که تماشاگر باغ دلمی

لک شده دست تو از شاخهی گیلاس چرا؟


از درختان دلم عشق بچین، نوبری است

فرصتی نیست بیا، کشتن احساس چرا؟



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

᭡من اگر روی تو حسّاسم وُ غیرت دارم

پشتِ این عاشقیام منطق وُ حکمت دارم


نازبانویِ «عسلْ صورتِ» «خاتونْ سیرت»

تا ابد با لبِ نازت، سَرِ صحبت دارم


محشر از چشمِ تو میریزد وُ من اینگونه

تحتِ این فلسفه، ایمان به قیامت دارم!


خندهات؛ حوریِ موعودِ بهشتی! به به!

خوش به حالم! چقَدَر شادی و نعمت دارم


در لبانت پلِ معروف صراطست آری

در گذر از پُلِ شیرینِ تو، رخصت دارم؟


چشمِ هرکس به تو درویش نباشد فیالفور

کور خواهد شد عزیزم! به تو غیرت دارم



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

عصر کبود


هر که خندید یقین نیست که خندان شده است

پشتِ هر خنده غمی هست که پنهان شده است


از کنارِ منِ خاموش گذشتی و هنوز

ردِّ پایت سببِ گریه ی باران شده است


در دل شهر شلوغ این همه غوغاست ولی

هر که در سایه ی خویش است که زندان شده است

پشتِ هر چهره ی آرام جهانی ست خراب

خنده آرایشِ دنیای پریشان شده است


عشق را ساده مپندار در این عصرِ کبود

هرچه جز عاطفه باشد، همه ارزان شده است

دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد

با تو هـــــر لحــظه دلم میل تپیـدن دارد

از لبت بوســـــه ی دزدانه چشیــدن دارد


لای هــــر بیت غــــزل، وای صدایم بزنی

کودکی های تنـــم شـــــوق دویــدن دارد


خفته در شهر نگاهت بخدا شعر و شراب

نــاز چشــمان خمــــــار تو خریـــدن دارد


گونه ات مثل اناری شــده بانوی بهــــــار

پرم از وســـــوسه اش لذت چیــدن دارد


باز کن روســــریِ لعنتی از روی ســـــرت

رقص گیسوی پریشــــان تو دیـــدن دارد


نازنین اوج تـــماشــــایی و دیــــوانه دلم

تا بیایی به ســــرش شـــور پریــدن دارد


میکشم بار ملامت همــه را از دل و جان

درد عشــــــق تو به واللّـه کشیـــدن دارد..




من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

خستـه ام از زنـدگی امـا جوانی میکنم

دفتـرم را می گشایم شعرخوانی میکنم


دفتـرِ شعـرم سفید است و میانِ برگها

مـن هنـوزم نامِ او را گُل فشانی میکنم


عشقِ خود با او روایت کرده ام اما دگر

دفتـرم را کُنجِ گنجه بـایگانـی می کنم


من برای دردو رنج وغصه های عاشقی

اشکهـا می ریـزم و بـا غم تبانی میکنم


رفته عمری و هنـوزم من برای وصلِ او

رو بـه درگـاه و دعـای آسمـانی میکنم


دفترم را می بَرم باخود از این دنیا ولی

قصـهٔ ایـن عـاشقی را جاودانی میکنم



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

عشق یعنی

سینه ام در هر نفس درگیر توست ...


بر پلاکم ، نام تو

بر گردنم زنجیر توست ...


عشق یعنی

چشم تو همرنگ عاشق گشتن است ...


در دل چشمت نوشته

عشق من تقدیر توست ...



من اگه زن نیوتون بودم هرشب بیدارش میکردم میگفتم:چطور اشک من رو زمین میریخت ندیدی،ولی سیب از درخت افتاد دیدی؟😒

2828
2791
2779
2792