2777
2789

صـبـح آمـــده تا شــاهـد لبـخند تـــو باشد

خورشید، قسم خورده که پابند تـــو باشد


اڪسیژن رڪَهای منی،بیتو نفس نیست

سـلطان دلـــم ! هـر نـفـسـم بند تـــو باشد



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀




یک نفر مثل خودم، همزادِ دنیای من است

میهمانِ شعرِ من دیریست رویایِ من است


یک پری هر شب به بالینِ منِ شب زنده دار

میرسد ، انگار میداند مسیحایِ من است


یک پری سر میزند هر شب به بالینم هنوز

او طبیبِ دردهای سختِ فردایِ من است


یک پری ، زیباتر از رنگِ قشنگِ آیِنه

مینشیند رو به رویَم ، محوِ سیمایِ من است


یک پری شادابتر از شعرهایم تا سحر

میهمانِ واژه های شعرِ زیبای من است


اتفاق و معجزِ شیرین دیرینم ، هنوز

همنشینِ خلوتِ اشعارِ شیوایِ من است


آن پری آهسته میماند کنارم تا سحر

او انیس و همدمِ شبهایِ یلدایِ من است




چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت ۴۵ دقیقه‌ای دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی داره، هم یه کد ۴۵۰ هزار تومنی داره.

کد: NS450

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

با من چہ نمودے ڪہ پریشانِ تـو هستم؟

آشفتـہ یِ آن صورتِ زیبـاے تـو هستـم


با من چـہ نمودے ڪـہ شدم عاشقِ زارت؟

حیرت زدہ یِ عشوہ و افسونِ تـو هستم


بامن چہ نمودۍڪہ شدم مستِ نگاهت؟

اے دلبـرِ مستانـہ یِ معشوقـہ و مستـم


اے شعــرتـرین شعـرِ پـریـزاده و زیبــا

اے دختـرِ رقـاصہ یِ مستـورہ و مستـم


اے شعـلـہ یِ رقصانِ میـانِ دل و دلـدار

اے لـرزشِ احساسِ دل و دیـدہ و دستم


اے حسرتِ دیـدارِ دلِ عـاشق و معشوق

افسوس نگفتم ڪہ چنین عاشق و مستم


چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

مینویسم یک غزل در بابِ عشق

نیست رنگے بهتر از مهتابِ عشق


عاشقم شاید ڪه مالک گشته ای

این فضاے سینه را اربابِ عشق


مے شڪوفد نسترن در باغِ دل

قلبِ پاڪم مے شود بے تابِ عشق


عشوه ات پُر شور و لبخندت ملیح

رنگ و بویت عِطرِ هر محراب عشق


گاه نم نم مے چڪد باران ولی

قطره ها زیبا ڪند آداب عشق


خوب میدانم ڪه گلبانگِ اذان

نغمه اے زیبا شود در خوابِ عشق


آنڪه عاشق بوده مے فهمد مرا

صد غزل دارد دل از مضرابِ عشق.

چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

ٺو دریاے آروم منے

ٺو حس قشنگ آرامش ساحلے

ٺو رویاے منے

روح منے

قلبے که الهام بخش منہ

زندگےِ من ڪنار ٺو زیبا شد

ٺو چشم هایے هسٺے ڪه باعث میشے من ببینم

ٺو هدف منے، ملڪہے راز هاے منے

ٺو همه چیز من در این دنیایے

من عاشق بودنٺ هسٺم

ڪنارم بمون ....♥️


چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

ای ردیف غزلم ورد زبانم نفسم

حاکم گستره ی فن بیانم نفسم


تو چه کردی که دلم این همه خواهانت شد

حکم کرده است فقط با تو بمانم نفسم


گوشه ی دنج اتاقم شب شعری برپاست

گرم چندین غزل پر هیجان ام نفسم


بیستون چیست بگو تا دل البرز بِکن

امتحان کن به گمانم بتوانم نفسم


چه شده راحت من این همه ناآرامی

غرق تشویش شدی من نگرانم نفسم


بسته ای بار سفر را به کجاها بی من

من که همراه تر از هر چمدانم نفسم


زندگی بی تو اگرمرگ نباشد زجراست

با تو تنظیم شده هر ضربانم نفسم


شب سپید است کنارتوتنم نورانی ست

با توخورشید ترین ماه جهانم نفسم..

چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

من دیوانه به امید تو عاشق شده ام

تو بلد باش مرا تا کمی آسان بشوم

من خودم را بلدم، غیر جنون راهی نیست!

کمکم کن که در آغوش تو درمان بشوم

عهد بستم که کنار تو به پایان برسم

من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀


من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست

جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست


یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم

دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست


دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش

آنگونه که در شأن تو باشد بپری نیست


ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی

در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست


هرجا نکنی باز سر درد دلت را

چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست


ای کاش که میگفت نگاه تو؛ بمانم

این لحظه که حرفت سند معتبری نیست


دل خوش نکنم پشت وداعِ تو سلامی ست

یا پشتِ خداحافظیِ من سفری نیست؟


من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم

در بسته شد آن گونه که انگار دری نیست



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀


من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست

جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست


یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم

دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست


دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش

آنگونه که در شأن تو باشد بپری نیست


ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی

در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست


هرجا نکنی باز سر درد دلت را

چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست


ای کاش که میگفت نگاه تو؛ بمانم

این لحظه که حرفت سند معتبری نیست


دل خوش نکنم پشت وداعِ تو سلامی ست

یا پشتِ خداحافظیِ من سفری نیست؟


من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم

در بسته شد آن گونه که انگار دری نیست



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

*آنکه دائـم نفسـش حـس تو را داشت منـم

اینچنـین عشـق تو در سیـنه نگهداشت منـم


آنکـه در نـاز فـرو رفتـه و شـاداب تـــویـی

آنکـه دل کاشـت ولی دلهـره برداشـت منـم


آنکـه هرگــز نگشود دفتـر احسـاس تـویی

آنکـه رویای تــو را خـاطـره پنداشت منــم


آنکــه کافـر به دل مـومـن مـن بود تـویی

آنکه هر شعـر تو را معجـزه انگـاشت منــم


او که در باغ غـزل گشت و خـرامید تــویی

او که یک بوته در این باغچه نگذاشت منـم


او که عاقـل شد و راه خِردش جست تـویی

آنکـه در مزرعهاش بذر جنـون کاشت منــم*




چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

☆دوســِٺ دارم

چون ٺو خودِ خودٺ هسٺے

نہ مانندے دارے

نہ همسانے

و نہ هیچ جایگزینے ..☆

آخہ ٺو فهرسٺِ ٺمامِ آرزوهاے منے(✿ ♥‿♥)



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز