2777
2789

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم

با زبان زخم زدی، ... دشنه زدی... خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم

ساده لوحی ست ... بگویم که نمی فهمیدم

غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم...

تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم

دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی

تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم

بسته بودم، لب ازآن درد و ازآن بی مهری

تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم

بی سبب نیست، ... فراموش شدی در یادم

که تو مهتاب شبانگاهی و... من خورشیدم

عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم

مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم

شکل یک سیب ، که گندیده و کرم افتاده

کرم کردم ! ... و از اعماق درون گندیدم

اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود

بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم ...

برو ای یار برو"از تو گذشتم" خوش باش

برو ای یار ! که من مهر تو را بخشیدم.....



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

"من اگر ساز کنم, حاضری آواز کنی ؟

غزلی خوانی و چون نغمهٔ دل بازکنی


بلدم ناز خریدن, بلدی ناز کنی ؟

یا نشینی به ببرم, شعرنو آغازکنی؟


بلدم راز نگهدار شوم, راز بگو

بلدی راز نگهداری و دمساز کنی ؟


بلدم با تو به دنیای دلت سیر کنم

بلدی قفل دلِ عشقِ مرا باز کنی


بلدم پر بکشم تا به نهایت به دلت

بلدی عشق شوی, عاشقی ابراز کنی؟




چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت ۴۵ دقیقه‌ای دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی داره، هم یه کد ۴۵۰ هزار تومنی داره.

کد: NS450

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

لیلی اگـر از حالت مجـنون خـبری داشـت

از حسرتِ دیدارِ رُخَش چشـم تـری داشت


در باده ی مستانه به جزعشق نمی ریخت

گـر ساقی مـا بر رُخِ مستـان نظـری داشت


یک غنـچه از این بـاغ به تاراج نمی رفت

این گلشن اگر عطر و نسیم دگری داشت


بـرشـاخه ی خـشکیـده دگر نـغمـه نمی زد

آن بلبــل غـمدیده اگـر بـال وپـری داشـت


صـوفی اگـرآن خـرقه ی پشـمینه رها کرد

زان بـود کـه از ناز نگاهت شــرری داشـت


در ساغـر اگر عشـق تو لبـــریـــز نمی شـد

ایـن قلب یقینا کـه هـوای دگــری داشــت


در بـاغ دلـم ، غـنچه ی پـژمــرده نمی مُـرد

گرچـشم سیاهت به دلم یک نظری داشـت


در میـکده ی عشـق اگر بـاده حـلال است

زان بود که هر شعلهء عشقی اثری داشت️


چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

.


سخت است که معتاد نگاهی شده باشی

دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی


اینکــه پســر رعیت ده باشی و آنوقت

دلداده ی تک دختر شاهـی شده باشـی


در پیچ و خم عشق به سختی به در آیی

از چاله،، ولی راهی چاهی شده باشی


از دور تو را محکم و چون کوه ببینند

در خویش شبیه پر کاهی شده باشی


مانند دلیری که به دستش سپری نیست

بازیچه ی دستان سپاهی شده باشی


یـک عُمر بجنگی و در آخــر نتوانـی

تا نامزد آن که بخواهی شده باشی


سخت است که ماه تو سراغ تو نیایـد

آنگاه که در حوضچه ماهی شده باشی




چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

دوست دارم کـه دلت شاد شود در غزلم

خانه ی قلب تـــــــو آبــــاد شود در غزلم


عـــاشقی گل بِکُند در دل و جان من و تو

مـــرغ عشق از قفس آزاد شود در غزلم


سرد و بی روح اگــر شد نَفَس عاطفه ها

گرم چون نیمه ی مــــرداد شود در غزلم


"مهربانی" شده کــمرنگ، ولی می کوشم

شاید از عشق تــو ایجاد شود در غزلم


کاش شیرین بشود خاطرههایش شیرین

عاقبت قسمت فـــــرهـــ اد شود در غزلم


دوستت دارم و عــــاشق شدم و دم نزدم

باید ایــــن زمزمه فـــــریاد شود در غزلم


قاصدک گفت که دارد خبری خوش، شاید

زودتــــــر همسفر بـــــاد شود در غزلم


عاشقم، تـــــا بــه ابد چشم به در میمانم

شاید ایــــــن آیــه ی مرصاد شود در غزلم




چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

اگرچه خالی از اندیشهٔ بهار نبودم

ولی بهار تو را هم در انتظار نبودم


یقین نداشتم امّا چرا دروغ بگویم

که چشم در رهت ای نازنینسوار نبودم؟


به یک جوانهٔ دیگر امید داشتم امّا

به این جوانی دیگر، امیدوار نبودم


به شور و سور کشاندی چنان مرا که برآنم

که بی تو هرگز از این پیش، سوگوار نبودم


خود آهوانه به دام من آمدی تو وگرنه

من این بهار در اندیشهٔ شکار نبودم


تو عشق بودی و سنگین میآمدی و کجا بود

که در مسیل تو، ای سیل بیقرار نبودم


مثال من به چه ماند؟ به سایهای که چراغت

اگر نبود، به دیوارههای غار نبودم



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

باد از موے تو بگذشتہ و طوفان شدہ است

ابر بر چشم من افتادہ و باران شدہ است


مثل مهتاب ڪہ بر ڪوچہ ے شب مے تابد

روے ماهت بہ لب بام نمایان شدہ است


در عبورم بہ تن ڪوچہ و چشمم بر بام

واے دیوانہ برو ماہ هراسان شدہ است


هر شب این ساعت زیبا منم و دیدارت

برڪہ چشم من از شوق تو جوشان شدہ است


تو بخوان شعر مرا تا بہ سخن جان بخشی

شعر من با لب تو قند فریمان شدہ است


روزہ دارم و در این ساعت افطار اے داد

آن لب سرخ و ترت قاتل ایمان شدہ است


مرد عاشق بشود پاے زمین مے لرزد

زلزلہ آمدہ و دهڪدہ ویران شدہ است


عاشقم من بہ خدا حال مرا درڪ ڪنید

حال و روز دل من موسم باران شدہ است



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

💕هواتوکردم💕


عطرِتو مانده به این خانه هوایت کردم

از پـسِ خاطـره ها ، بـاز صدایت کردم


مثلِ بادی که در آغوش کِشد موی تو را

هـوسِ بـوسه ی گیسوی رهایت کردم


تا کـه انـدوه بـه تـو، هیچ گزندی نزند

سینـه ام را سپـرِ ، درد و بـلایـت کردم!


قَدمت را بگـذاری تـو اگر بـر سرِ چشم

چشم و جان را سرِ راهِ تـو فدایت کردم


بیت بیتِ غزل اینبار، تعلق به تو داشت

شعـر را وقفِ تـو و مَدح و ثنایت کردم!


در دلـم زنـده ترین، آیـه ی عشقی جانا

کـه بـرای دلِ غم دیـده ، خدایت کردم!


چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

هر جرعه نگاهت به تمنا چو بنوشم

یک مصرع چشمت به دو عالم نفروشم


از پنجه ی جادوی شبی سرد چکیدی

تا جامه ی شب بوی حریر تو بپوشم


در طالع خورشید همان صبح امیدی

در جنگل رویای تو چون خانه بدوشم


در خوشه ی پروین، تو همان نقطه ی نوری

بر پولک مهتاب چنین فخر فروشم


احساس تو چون صاعقه ای زد به وجودم

هر واژه ی نامت شده آویزه ی گوشم


تلفیق نگاهت به نگاهم شده محشر

یک لحظه کنارت ز جهان چشم بپوشم



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

چای دم كن با محبت ميهمانت ميشومै

من همان قند دو پهلوی لبانت ميشومै



در دل تنگم عجب جا كرده ای جانان منै

گر بخواهی در دل تنگ تو جانت ميشومै


يك اشاره از تو بنيادِ دلم را ميكٓندै

گر تو خواهی بهتر از جان جهانت ميشومै


ناز كم كن من كه گفتم ميخرم ناز تو راै

آنقدر ميخواهمت آهو،شبانت ميشومै


شب شدی تو ماهتابم،روز خورشيد منیै

مهربانی ديدم از تو،مهربانت ميشومै


چشمهٔ عشقی كه ميجوشی درون سينه امै

حكم دريايیّ و من آب روانت ميشومै


گفته بودی دوست داری يك نفر مهمان كنیै

چای دم كن با محبت ميهمانت ميشوم..



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش

آمده در زیر شعر من نوشته: عاشقین؟!


این همه از دردهایم گفته ام باز آمده

مینویسد: خوش به حال دلبر تو! آفرین!


من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی

من فقط یک عاشقم بگذار تا شعرم شوی


با من از ماندن بگو رفتن تباهم می کند

خوب میدانی غمت خانه خرابم می کند


من به لبخند دو چشمان تو عادت کرده ام

ترک عادت هم که می دانی چه کارم میکند؟!


قدر یک دم دست هایت را زدستانم مگیر

فکر یک دم بی تو، بر مردن مجابم می کند


ناگهان از پشت ديوارِ خيالم رد شدی

شاه قلبِ شاعرِ ديوانه ی مرتد شدی


ردّ پايت را گرفتم تا لبِ دريای عشق

ناگهان در قلبم آن حسّی که می بايد شدی


آمدم سوی تو با گامی بلند و پرشتاب

رفتی و همبازی زيبایِ جزر و مد شدی


ساده از اين حس پاک من گذشتی بی مرام

من نميدانم چرا با ديدنِ من بد شدی


رد شدی بی اعتنا از پشت آن ديوارِ وَهم

تو خودت ما بين احساس من و تو سد شدی


ياد آن تصوير زيبای تو در ذهن من است

علت احساسِ مجنون بودنِ ممتد شدی


تازه فهميدم که از اين عاشقی بی بهره ام

تو همان شانسی که در بختم نمی افتَد شدی.



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

یا کنج قفس ، یا مرگ ، این بخت کبوترهاست ، دنیا پل باریکی ایست بین بد و بدترهاست ، نفرین کدام احساس خون کرد جهانم را ، با بخت چه جادویی بستند دهانم را ، ای آیه ی تنهایی ، ای سوره مایوس ام ، هر چند خدا باشی من دست نمی بوسم .

(( کاربر آقا )) ما ، زخمی آغوش هایی هستیم که به امن بودن صاحبانشان اطمینان داشتیم ... و ما روزی خواهیم رقصید ، روی همان زمینی که به ما درد را یاد داد ، با پاهایی خسته ، اما زنده خواهیم چرخید ، نه برای فراموشی زخم ، بلکه برای اثبات اینکه زخم پایان راه نبود ...

پادشاه قلب من امشب برایم ناز کن❤️

ساز دلتنگی مزن آغوش خود را باز کن


من نمیدانم چه شد گشتی تمام هستیم💜

بال بگشا امشبی را سوی من پرواز کن


شعر لالایی بخوان در گوش من ای یااار❤️

با صدای دلنشینت بر دلم اعجاز کن


آمدی خوش آمدی مهمان به قلب خسته ام💜

اه ای پادشاه قلبم این عشق را احساس کن


مثل مرغ بیکسی کنج قفس کز کرده ام❤️

رحم کن امشب بیا قفل قفس را باز کن


همنفس شو با نفس هایم زمن کن دلبری💜

بوسه ای بر چین و این حال مرا پُر رازکن


گرچه من سنگ صبور و شاعری دل خسته ام

عشق را با شعر های من بیا دمساز کن...♥


چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز