2789
عنوان

خیانت

390 بازدید | 23 پست

خانوما من دوساله ازدواج کردم

یک سالم دوست بودن با همسرم

همسرم از هر نظر بهترینه برای من، واقعا عاشقشم و اونم بی نهایت عاشقمه، توی این همه مدت و کلی سختی یکبار نشده که من احساس کنم الویتش نیستم، عاشقم نیست یا برام تلاش نکنه

ولی متاسفانه من به شدت وسواس خیانت دارم. به خاطر تجارب از زندگی پدر و مادرم

همسرم خیلیییی صبوره، من توی این چندسال با این رفتار های شکاکانه خیلی اذیتش کردم ولی همیشه سعی کرده منو درک کنه و جای گارد گرفتن برام همه چیز رو شفاف کنه که بیشتر اعتماد کنم

ولی من رسما رد دادم دیگه الان و اونم خسته کردم

مثلا چند روز پیش از سرکار اومد ، اومدم لباساش رو بندازم ماشین، دیدم حلقه ازدواجمون توی جیب شلوارشه، میدونم برای وضو در میاره حلقه رو همیشه و میشه احتمال داد که فراموش کرده بندازه دوباره، ولی اون لحظه کلی افکار خیانت اومد تو سرم و با حرص گفتم حلقه رو چرا در آوردی? جواب داد برای تیمم ( میدونم جایی بوده و به آب دسترسی نداشته و دقیقا با فکر منطقی خودم تطابق داشت که برای نماز دراورده) ولی اون لحظه جای اینکه با دلیلش آروم بشم یه فکر بدتر اومد توی سرم که نکنه یه وقت خیانت کرده باشه، به غسل جنابت نیاز داشته و نتونسته و خیانت کرده!

و متاسفانه همین رو به زبون آوردم و واقعا حس کردم همسرم کم آورد، اونی که این همه مدت تحمل کرده بود زد به سیم آخر و خودش رو زد ، میگفت من دیگه نمیدونم باید چیکار کنم باهات ، چه جوری زندگی رو جمع کنم که گند نزنی بهش

اینکه مردی به صبوری اون اینجوری صبرش سر اومد من رو ترسوند خیلی، من زدم زیر گریه، بازم اون اوند بغلم کرد بوسم کرد و معذرتخواهی کرد و گفت باید بیشتر درکم کنه

خیلی پشیمونم، بعدش کلی عذرخواهی کردم، ولی فکر میکنم اصلا دیگه دلش باهام صاف نمیشه با اینکه بازم بهم محبت میکنه و ازم حمایت میکنه

پیش روانشناس و روانپزشک میرم مدت ها و دارو هم مصرف میکنم ولی تأثیری نداشته انگار

میترسم زندگیمو خودم خراب کنم

سنمون هم من 23 اون 44

اختلاف سنیتون زیاده، البته به خودتون ربط داره و حتما صلاح دیدی و الان مشکلی نداری و خوشبختی ولی حواست باشه همسرت الان تو این سن حوصله دم به دیقه توضیح و ناز کشیدن نداره و کم کم صبوریش ته میکشه و رفتارایی که نباید! رو از خودش نشون میده پس بهتره رو خودت کار کنی، دور از شما جاری مت دقیقا باهمین فکرا و رفتارا باعث شد که الان هوو داشته باشه چون برادر شوهرم گفت اینکه انقدر شک داره ومیگه پس بزار حداقل برم سمت اینکار (البته نمیگم برادرشوهرم مقصر نبوده) ولی از گفتنهای جاریم شروع شدو انگار تونست جرات کنه بره سمت اینکارو اخرم یه زنه وادارش کرد بگیرتش، مراقب زندگیت باش

@niniyar تایید لطفا

“سیگار کشیدن نشونه‌ی بزرگ شدن نیست، گل کشیدن تفریح نیست، بد دهنی بانمک نیست، خریت شجاعت نیست، بی قانونی زرنگی نیست، هرکی فالورش زیاده آدم حسابی نیست، هرزگی افتخار نیست، ولنگاری آزادی نیست، دین ابزار کاسبی نیست، هر مزخرفی تولید محتوا نیست، رویا فروشی کارآفرینی نیست، هر حرف قشنگ و جذابی درست نیست” و به نظرم کوتاه مختصر مفید؛ ۹۹٪ آدما و چیزا سر جای خودشون نیستن...!🦋ماکه پروانه خواهیم شد بگذار دنیا هرچه میخواهد پیله کند🦋(استاد قنادی و عاشق آشپزی) 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام عزیزم خوبی دیگه تو اون تاپیک چیزی نگفتم که بترکهشده خودت برای رابطه بری سمت همسرت؟

سلام گلم

بله خیلی وقتا

تاحالا هم نشده اون پس بزنه، البته خودم درک میکنم که وقتایی که خسته س یا فشار فکری بالایی داره سراغش نرم که به خاطر من انجام بده

ولی خب مثلا من توی هفته ی تخمک گذاری به شدت به رابطه نیاز دارم و اگه یه شب نداشته باشیم کلافه و عصبی میشم، همسرمم میدونه و تایمم دستشه،گاهی که اون خسته س یا مشکلی هست که نمیتونه ، جور دیگه ارضام میکنه که من اذیت نشم

وای خوش به حالت من که اصلا نمیتونمایشالا با هم خوشبخت باشین

نیاز طبیعی بدنته، خجالتم نداره

وظیفه همسرت هم هست نیاز تورو برطرف کنه

پس باید بهش بگی

البته راحتی من بازم به خاطر رفتار همسرم، از همون دفعات اول معاشقه بهم گفت که من و تو غیر هم کسی رو نداریم، پس تو نیاز داشتی باید بهم بگی و من نیاز داشتم باید به تو بگم

خجالت و اینا هم نداشته باش، بهم بگو چی دوست داری، چه جوری و چقدر، حتی یه سری فانتزی هارو باهم داریم که برای کسی قابل هضم نیست، ولی همسرم به من اجازه میده توی رابطه آزاد آزاد باشم و به هر سناریویی که دوست دارم فکر کنم و لذت ببرم

هیچوقت هم نشده از چیزی ناراحت بشه و همراهی میکنه

البته که همه ی اونا فقط موقع رابطه س و بیرون از اون فضا جفتمون به شدت متعهد و وفاداریم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز