2777
2789
عنوان

افسردگی شدید

187 بازدید | 31 پست

سلام .خانمامن یه مشکلی دارم باهمسرم ۴ساله ازدواج کردم ومشکلم باهاش اینه خیلی بیش ازحدخونسرد وبیخیاله وبهم توجه نمیکنه .مادرطول هفته بیرون یاجایی نمیریم همش توخونم فقط اخر هفته ها ک همسرم خونست دلم میخاد برام وقت بذاره پیشم باشه باهم وقت بگذرونیم بریم بیرون .ولی اخر هفته هاشو همش بادوستاش میگذرونه مثلن میرن استخر یابیرون .. من محدودش نمیکنم ولی خب نیازهای من هم مهمه اولویتش من نیسم اصلن ب خواسته های من توجهی نمیکنه .خیلی دراین مورد باهاش صحبت کردم سر رفیق بازیش خیلی بحث کردیم توخونه ناراحتی شده و گفتم اخر هفته ها منوببر بیرون انقدرمیمونم خونه تنها دلم میگیره حوصلم سرمیره ولی انگار نمیشنوه ومثلن کافیه روزهای اخر هفته بحثی بشه زود ازفرصت استفاده میکنه واونروزا بادوستش میرن بیرون .واقعا ادم بیخیال وبی مسئولیتی هست وخستم کرده افسردگی شدید شدم از بی توجهیش بیخیالیش .من هم خودم تنهابرم بیرون میگه من بابیرون رفتنت مشکل ندارم جوری کمن ۱۱شب هم بمونم بیرون چیزی نمیگه ک مثلن راهو براخودش باز کنه تامن هم ب اون گیرندم .بنظر شمااین ادم دوسم داره ؟ادامه زندگی باهمچین ادم بی مسئولیتی درسته ؟

عزیزم خب بحث باهاش نکن بدترین کاره

خواستت را اروم بهش بگو و اینکه زندگی که همش شوهر نیس

چهارتا دوست برا خودت دست و پا کن و اهر هفته ها بادوستات برو بیرون.خیلی هم خوبه که بهت گیر نمیده یه برگ برنده است.پس افسرده نشین توی خونه

مثلن یه اخلاقی هم داره من برم بیرون اصلن ازم سراغی نمیگیره ک کجام یاچی .فقط چون چن بار بهش گفتم چرا من بیرون بودنی سراغمونمیگیری زنگ نمیزنی ببینی کجام باکی ام براهمون از سرباز کن یه پیام میده میگه کجایی .وتوحرف میگه دوستت دارم ولی توعمل دوست داشتنی نمیبینم .ادمی ک ب خواسته های شریک زندگیش احترام نمیذاره ودست از رفیق بازی برنمیداره .چیکاربایدکرد .بنظرتون ادامه بدم ؟ خیلی باهاش صحبت کردم درست نمیشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم خب بحث باهاش نکن بدترین کارهخواستت را اروم بهش بگو و اینکه زندگی که همش شوهر نیسچهارتا دوست بر ...

من نمیگم محدودش کنم ولی هرهفته بادوستاشه .اصلن باهم بیرون نمیریم هیچوقت خب باید اولویتش من ونیازهام باشه من دوست دارم باشوهرم وقت بگذرونم اگه میخاستم بادوستام باشم چرا ازدواج کردم .هرچیزی اندازه داره

من نمیگم محدودش کنم ولی هرهفته بادوستاشه .اصلن باهم بیرون نمیریم هیچوقت خب باید اولویتش من ونیازهام ...

خودت که می گی هر چیزی اندازه داره بهش نچسب و برنامه های خودتو داشته باش تا بیاد طرفت

یه مدت توام برو دنبال رفیق و بیرون رفتن ببین شاید از حسادتش بعتر شد گذاشت کنار

اتفاقن ازخداشه برم بیرون تا راه براخودش باز بشه تامن نتونم بگم بادوستات نگرد برگرده بگه توهم بادوستات میری بیرون من چیزی میگم ؟ هرچیزی اندازه داره خب هرهفته ک نباید تعطیلاتو بادوستاش بگذرونه پس من چی ؟ نمیدونم بضی اقایون از رفیق بازی سیرنشدن چرا زن میگیرن

خودت که می گی هر چیزی اندازه داره بهش نچسب و برنامه های خودتو داشته باش تا بیاد طرفت

اصلن اخلاقی ندارم ک بچسبم بهش محدودش هم نمیکنم ولی میگم دوست جای خودهمسرجای خود .باید براهمسرشم وقت بذاره باهاش وقت بگذرونه. اصلن نمیاد سمتم .کلن دوست داره ازاد باشه ومنم ازاد باشم کلن بهم گیرندیم وهرکاری دلش میخاد انجام بده .این درسته ؟ بنظرت زندگی اینطوری کم کم روب سردی وخیلی ازاتفاقای دیگ نمیره ؟

من نمیگم محدودش کنم ولی هرهفته بادوستاشه .اصلن باهم بیرون نمیریم هیچوقت خب باید اولویتش من ونیازهام ...

یبار وسط هفته برنامه سفر یه روزه برای آخر هفته بچین و همون لحظه بهش بگو تا شیر فهم بشه.این دیگه عادت کرده.

اتفاقن ازخداشه برم بیرون تا راه براخودش باز بشه تامن نتونم بگم بادوستات نگرد برگرده بگه توهم بادوستا ...

درکت می کنم

اگه هم تا این حد پیچیده و بغرنجه حتما حتما از مشاور خیلی خوب کمک بگیر

کاش اینا مجرد میموندن

اره دقیقا .همسر من تو دوران مجردیش خیلی ازسمت مادرش پدرش محدود شده .یعنی بادوستا بیرون بوده ۸شب دیگ باید خونه میبود وگرنه پدرش درو ب روش بازنمیکرد .الان همون عقده ها داره سرمن وزندگیم خالی میشه من تاوان اشتباه اونارومیدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز