2789
عنوان

گمشده

850 بازدید | 44 پست

یا بوده تو فامیل شما که کسی غیب بشه و بعد مدتی برگرده یا خبری بشه

دختر فامیل ما چهار سال پیش شوهرش اعلام مفقودی کرده به پلیس و تا الان خبری تزش نیست

بچه داشت

و شهر دیگه ای ساکن بودن

چون پدر و مادری نداشت که پیگیری کنن کسی هم تقریبا نداشت


من فکر میکنم همون شوهره بلایی سرش برده

نمیشه همینطوری گفت

حال شوهرش چطوری بود ؟

 ....اگه با من بحث کنید جوابتون رو نمیدم چون فهمیدم نمیشه یه مگس رو متقاعد کرد باید ولش کرد فرستاد دنبال غذاش😂شاید یک روز داستان متحول شدنم رو گفتم قبل آقا، اهل گفتوگو بودم اما الان اهل فحشم. دلهایمان ریش ریش شده از  دلتنگی آقاجان ...شبیه سرآستین لباست.دلهای ما ریش ریش ست. کامنت های منو با لحن نجم الدین شریعتی بخونید چون خیلی آروم حرف میزنم، در حال ترمیم 🥀💔ممنون میشم اگه امضام رو دیدی برام صلوات بفرستی بگو منم برات میفرستم .همه نقش بلد بودند،من فقط بلد بودم خودم باشم؛و چه ساده لوحانه فکر میکردمصداقت هم یک هنر است.». 

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



منم همین فکرو میکنم

دکتر فاضلی هستم متخصص نینیسایت😎😁😁😁فینگلیش بلدم بوخودا.با عجله نوشتم بجای fazeli کلمه ی fazli رو تایپ کردم.(با تشکر از دوست خوبم دکتر فری بابت یادآوری غلط تایپی😄🌹)

نمیشه همینطوری گفت حال شوهرش چطوری بود ؟

کسی از دور نمیدونه حالش چجوری بود فقط میدونم خونه ای که پدرش به اسم دخترش کرده بود مثل امانت همین دوماد فروخت و خورد و پدره سکته کرد و فوت شد مادره هم سال گذشتش که رفته بودن سر بزنن به همین دختر با تصادف فوت شده بود برادر دخترم از بس حرص خورد سر همین قضیه قبل از پدرش سکته کرده و اونم....

چند سال پیش عروس همسایه مون غیب شد و چندین سال هیچ خبری ازش نبود؛ وای که شوهرش و خانواده اش چی کشیدن.

تا اینکه بعد از 7-8 سال یه دفعه پیداش شد. کلی دروغ و چرندیات به هم بافته بود که تصادف کردم و حافظه ام رو از دست داده بودم و.....

ولی تحت فشار بازجویی اعتراف کرد که با پسر عموی شوهرش رفته بوده و این چند سال رو توی خونه ای که یه شهر دیگه بود با اون زندگی می کرده.

جالبه که اون پسر عمو رفیق صمیمی شوهره بود و در تمام این مدت باهاشون در ارتباط بود و شاهد رنج و عذاب شوهر و خانواده اش بود.

کنار آشیانهٔ تو آشیانه می‌کنم🌷تمام آشیانه را پر از ترانه می کنم🌹کسی سؤال می کند به خاطر چه زنده ای؟    و من برای زندگی تو را بهانه می‌کنم💙😘

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز