2777
2789
عنوان

آب حیات ✨

30 بازدید | 0 پست

دردی است در این دل که به درمان نتوان داد

عشقیست در این جان که به صد جان نتوان داد


جام می ما آب حیات است در این دور

این آب حیات است به حیوان نتوان داد


مستانه در این کوی خرابات فتادیم

این گوشه به صد روضهٔ رضوان نتوان داد


گنجی است در این مخزن اسرار دل ما

دشوار به دست آمده آسان نتوان داد


ما دل به سر زلف دلارام سپردیم

هر چند دل خود به پریشان نتوان داد


از عقل سخن با من سرمست مگوئید

درد سر مخمور به مستان نتوان داد


سید در میخانه گشاد است دگر بار

خود خوشتر ازین مژده به رندان نتوان داد


شاه نعمت الله ولی

عشق زبانیست که بی آن نتوان زیست ✨

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792