سلام من یه رفیقی دارم که 8 ساله با هم دوستیم خیلی هم صمیمی کل چیزای همو میدونیم ولی من زیاد نمتونم ببینمش شوهرم گف ک با اون دوستم دیگ تو ارتباط نباشم ولی ب حرفش گوش ندادم و قایمکی خرف میزنیم و وقتی میرم خونه پدریم بیشتر اوقات پیش اونم خونشون کنار خونه ما هستش
شوهرش 2 سال پیش فوت کرد و بخاطر اون شوهرم گف ک باهاش کات کنم
دیشب ی پیام بهم داد گفت وقتی میای پیشم دوس دارم بغلت کنم رو شونت بزارم سرمو و حتی ببوسمت
راسش از پیامش ی جوری شدم
دوستای صمیمی هستیم خودم ک ب غیر اون هیچ رفیقی ندارم و منم یکی از بهترین دوستای صمیمیش هستم خودش گف درددل میکنیم باهم کلی گریه کردیم راسش منطورش از پیام چی بود