2777
2789
عنوان

اخرین چت 🫠🙃🥲😭

| مشاهده متن کامل بحث + 277 بازدید | 35 پست

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

بگو

من ۱۶ سالم بود ک فامیل بابام اومدن خاستگاری ینی از چن ماه قبلش ک نامزدم میخاسته بره ترکیه مامانش گفته نرو اونم گفته ی دلیل بیار ک بمونم مامانشم عکس منو نشون داده ک اگه نری میرم خاستگاری این دختر اون عکس منو میبینه خوشش میاد ، اینا از یسال پیش خاستگار بودن و من بی خبر بودم خانواده م ب من هیچی نگفته بودن خلاصه اومدن خاستگاری حتی اون روز با پسرشون سلامم نکردم از خجالت ینی هیچ علاقه ایی نداشتم بهش

"زاده صبر🤍"

من ۱۶ سالم بود ک فامیل بابام اومدن خاستگاری ینی از چن ماه قبلش ک نامزدم میخاسته بره ترکیه مامانش گفت ...

قبل عقد باهام تلفنی حرف میزدیم و باهم بیرون رفتیم فقط دست مو گرفت بعد از اینکه عقد کردیم باهم وقت میگذرونیدم برام گل میخرید خوراکی هایی ک دوس داشتم همش پارک و کافه و بیرون گردی تا نصف شب ها خلاصه دیدم پسره خوبیه خوشگل و قد بلندم هست منم کم کم بهش وابسته شدم ، من هرچی ک دوسشداشتم اون ۱۰ برابر من بود دوسداشتنش جوری شد بود ک لقمه میذاشت دهنم نمیذاشت دست ب سیاه سفید بزنم منو تو بغلش میبرد بیرون و مردم خیلی بد نگاه میکردن هرچی میگفتم قبول میکرد و نه نمیگفت تو همون دوران نامزدی دل درد بد بودم همش گفت باید بریم دکتر

"زاده صبر🤍"

قبل عقد باهام تلفنی حرف میزدیم و باهم بیرون رفتیم فقط دست مو گرفت بعد از اینکه عقد کردیم باهم وقت می ...

خلاصه برد منو دکتر من همش ناشتا بودم سه روز رفتیم دکتر ، دکتر نبود خلاصه دیگ نتونستم تحمل کنم و چشام بسته شد و غش کردم فقط یادمه چشمم ک باز میشد میدیم داره تو بغلش منو میرسونه خونه وقتیم رسیدیمحونه دیدم بالا سرم داره گریه میکنه خلاصه گذشت و من خوب شدم و دوسال گذشت از عقدمون و قرار عروسی رو مبخاستیم بزاریم ک ب مشکل بزرگی برخوردن

"زاده صبر🤍"

خلاصه برد منو دکتر من همش ناشتا بودم سه روز رفتیم دکتر ، دکتر نبود خلاصه دیگ نتونستم تحمل کنم و چشام ...

داداش و زنداداشش از اول سرد بودن ما همیشه میگفتیم اینا چرا با هم هیچوقت حرف نمیزنن نگو بینشون مشکل بوده ، اون موقع نامزدم گفت برات ایفون داداشمو میگیریم اگه تونستی باهاش کار کنی و بلد بودی باهم میریم و هر مدلی خاستی برات میگیرم ، گوشی من و داداشش باهم رد و بدل کردیم بعد رفتم بکم تو گوشیش کار کنم ببینم بلدم رفتم تو پیام ، پیامی ک داشتم امتحانی تایپ میکردم پاک شده رفتم تو قسمت دیلیت شده ها دیدم پیامای زن داداشش و داداش هم هست کنجکاو شدم برم بخونم

"زاده صبر🤍"

داداش و زنداداشش از اول سرد بودن ما همیشه میگفتیم اینا چرا با هم هیچوقت حرف نمیزنن نگو بینشون مشکل ب ...

دیدم تو پیاما زنداداشش نوشته چرا اینا هر روز میرن پارک تو منو نمیبری ، داداشت نامزدشو تو بغلش میبره اینور اون ور تو چرا تو خیابون دست منو نمیگیری ، چرا گوشی تو دادی بهش اگه ایفون میخاستن برن واسه خودشون بخرن حالا ک تو گوشی تو دادی پس امشبم نیا خونه یجایی پیدا کن بخاب ، من میدونستم حسودی میکنم ولی فک نمیکردم در اين حد باشه همبشه خدا دعواش سرما بود ک چرا اینا باهم خوبن داداشت همه کار میکنه واسه نامزدش تو هیچ مجبتی نداری بهم انقد رو این موضوع فوکوس کرد ک اخر با همبن دعوا ها گذاشت و از خونه رفت

"زاده صبر🤍"

دیدم تو پیاما زنداداشش نوشته چرا اینا هر روز میرن پارک تو منو نمیبری ، داداشت نامزدشو تو بغلش میبره ...

چن ماه همینطور گذشت و این نمیومد خونش و میگفت باید مثه داداشت با من رفتار کنی انقد این موضوع بزرگ شد ک خانواده اینا گریه میکردن ک برگرد ما ابرو داریم زشته میری خونه بابات یا بیا طلاق بگیر برو خیلی این موضوع رو نامزدم منم تاثیر گذاشته بود هر شب ب فکر این بود ک چیکار کنیم این برگرده اخرش اون برگشت و نامزد من از فکر و خیال زیاد در مورد زنداداش سکته کرد و دلیلش هم تو ازمایش ها فکر و خیال زیاد بوده و الان زیر خروارها خاکه همیشه ب من میگفت ک نگران داداشمم با این زنش ک هی میره ابرومون تو فامیل رفته همه باخبر شدن از مشکلشون حتی مامان نامزدمم غصه اینارو میخورد وقتی فوت شد نامزدم من ک بیهوش بودم تا سه روز هیچی نمیدیدم ولی همه دیدین ک این خانم چقد خوشحال بود ک ما از هم جدا شدیم تازه رفته بود ناخن کاشته بود و کلی ارایش کرده بود تو همون روز اول همه میگفتن این از خداش بوده ک شما رو جدا کرده از هم یادم اون روز صدای خنده هاش هی میومد

من ک نمیبخشمش هیچ وقت بخاطر همین چشم زخمش زندگی من خراب شد از بس حسرت زندگی مارو میخورد امیدوارم خدا برام جبران کنه و اونم ب بدترین شکل جواب کارشو ببینه

"زاده صبر🤍"

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  7 ساعت پیش
توسط   aypari  |  9 ساعت پیش