روز به روز پدر و مادرم عجیب تر میشن
نمیشه تحملشون کرد
مامانم دوسمون نداره
میگه من فقط عاشق پدر و مادر و خواهر و برادر و خواهرزاده و برادرزاده هامم
تا میایم اعتراض کنیم بهش
بابامم میگه چیزی بهش نگید
مامانم به بابام میگه دخترتو دعوا کن بخاطر زن داداشم یا جلوی چشم به خواهرزادم محبت کن تا بسوزه
به بابام میگه نزار دخترت بره بیرون بهش خوش بگذره کتکش بزن بهش پول نده محبت نکن بهش بفلش نکن
مثل نامادری شده، هفت صبح میشینه با عشوه صحبت میکنه دخترت فلانه بهمانه که بابام نفرینم کنه بعدش میگه به دخترم چیزی نگو!!!! بعد میره تعریف میکنه برای خواهراش و مادرش وای شوهرمو تحریک کردم نزاشتم دخترش بره بیرون بخاطر من کتکش زد و.....!!!!
به بابام میگه پسرتو بزن به پسر خالم فوش داد
حالممممممم از این زنیکه بهم میخوره
میشینه با افتخار همه جا تعریف میکنه شوهرمو علیه بچه هام پر میکنم که کتکشون بزنه
به بابام میگه باید ثابت کنی عاشقمی و اولویتت منم پس به بچه هات پول نده کتکشون بزن!!!!!
تهشم میگه اه اه شوهر چیه من فقط عاشق پدر و مادر و خواهر و برادر و خواهرزاده و برادرزاده هامم
یا میگه باید برینی به شوهر سگ محلش کنی
به بچه نباید رو داد بچه خواهر و برادر عزیز تره!!!!!!!!!!!
به بابام میگه به دخترت پول نده من برات میمونم نه اون اون ازدواج میکنه میچسبه به شوهرش ولت میکنه
میگه پشت خواهرام باش بخاطرشون دخترتو تحقیر کن!!!
بچه هاتو ول کن عاشق من و خانوادم و فامیلام باش!!!!!
میره میشینه پیش خواهر و برادرش میگه وای من زیاد تحویل نمیگیرم بچه هامو پسرم مثل پروانه دورم میچرخه
کلا پدر و مادر من مریض روحی و روانی ان!
با تمام وجودم حالم ازشون بهم میخوره
هر وقت رفتم بیرون بهم خوش گذشته بابامو تحریک کرده یا بزنم یا دعوام کنه! میگه من میرینم به شوهرم ولی اون خودشو میکشه برام
به بابام میگه خواهرام و زن داداشام باید برات مهم تر باشن تا دخترت
حتی زورش میاد بابام منو بغل کنه
خودشم بهم میگه ازت متنفرم هیچکس دوستت نداره هیچکس نگات نمیکنه زشتی حال بهم زنی
یه بارم شنیدم داشت به یکی با خنده تعریف میکرد آره همه میگن فلانی تو اینقدر خوشگلی دخترت به کی رفته اینقدر زشتهههه
یه بار یکی از فامیلامون عکس دخترشو گذاشته بود استوری و تولدشو تبریک گفته بود و قربون صدقه دخترش رفته بود مامانم تا دیدش حالش بد شد اه اه نگاه چی میکنه برای دخترش واااااای🫨😡
یه بار شنیده بود یکی از فامیلا زنشو زده بود اینقدر خوشحال شد تهشم گفت ههههه چرا شوهرای ما ما رو نمیزنن 😅
یه بار یه زنی و دخترش تو جمع به پدر خانواده بی احترامی کردن مرده دخترشو یه سیلی زد این از این ور تا فهمید گفت اخیییی زنشو نزد ولی چون اونو بیشتر دوست داره