2777
2789
عنوان

من دیگه رد دادم

72 بازدید | 6 پست

روز به روز پدر و مادرم عجیب تر میشن

نمیشه تحملشون کرد

مامانم دوسمون نداره

میگه من فقط عاشق پدر و مادر و خواهر و برادر و خواهرزاده و برادرزاده هامم

تا میایم اعتراض کنیم بهش

بابامم میگه چیزی بهش نگید

مامانم به بابام میگه دخترتو دعوا کن بخاطر زن داداشم یا جلوی چشم به خواهرزادم محبت کن تا بسوزه

به بابام میگه نزار دخترت بره بیرون بهش خوش بگذره کتکش بزن بهش پول نده محبت نکن بهش بفلش نکن

مثل نامادری شده، هفت صبح میشینه با عشوه صحبت میکنه دخترت فلانه بهمانه که بابام نفرینم کنه بعدش میگه به دخترم چیزی نگو!!!! بعد میره تعریف میکنه برای خواهراش و مادرش وای شوهرمو تحریک کردم نزاشتم دخترش بره بیرون بخاطر من کتکش زد و.....!!!!

به بابام میگه پسرتو بزن به پسر خالم فوش داد

حالممممممم از این زنیکه بهم میخوره

میشینه با افتخار همه جا تعریف میکنه شوهرمو علیه بچه هام پر میکنم که کتکشون بزنه

به بابام میگه باید ثابت کنی عاشقمی و اولویتت منم پس به بچه هات پول نده کتکشون بزن!!!!!

تهشم میگه اه اه شوهر چیه من فقط عاشق پدر و مادر و خواهر و برادر و خواهرزاده و برادرزاده هامم

یا میگه باید برینی به شوهر سگ محلش کنی

به بچه نباید رو داد بچه خواهر و برادر عزیز تره!!!!!!!!!!!

به بابام میگه به دخترت پول نده من برات میمونم نه اون اون ازدواج میکنه میچسبه به شوهرش ولت میکنه

میگه پشت خواهرام باش بخاطرشون دخترتو تحقیر کن!!!

بچه هاتو ول کن عاشق من و خانوادم و فامیلام باش!!!!!

میره میشینه پیش خواهر و برادرش میگه وای من زیاد تحویل نمیگیرم بچه هامو پسرم مثل پروانه دورم میچرخه

کلا پدر و مادر من مریض روحی و روانی ان!

با تمام وجودم حالم ازشون بهم میخوره

هر وقت رفتم بیرون بهم خوش گذشته بابامو تحریک کرده یا بزنم یا دعوام کنه! میگه من میرینم به شوهرم ولی اون خودشو میکشه برام

به بابام میگه خواهرام و زن داداشام باید برات مهم تر باشن تا دخترت

حتی زورش میاد بابام منو بغل کنه

خودشم بهم میگه ازت متنفرم هیچکس دوستت نداره هیچکس نگات نمیکنه زشتی حال بهم زنی

یه بارم شنیدم داشت به یکی با خنده تعریف میکرد آره همه میگن فلانی تو اینقدر خوشگلی دخترت به کی رفته اینقدر زشتهههه

یه بار یکی از فامیلامون عکس دخترشو گذاشته بود استوری و تولدشو تبریک گفته بود و قربون صدقه دخترش رفته بود مامانم تا دیدش حالش بد شد اه اه نگاه چی میکنه برای دخترش واااااای🫨😡

یه بار شنیده بود یکی از فامیلا زنشو زده بود اینقدر خوشحال شد تهشم گفت ههههه چرا شوهرای ما ما رو نمیزنن 😅

یه بار یه زنی و دخترش تو جمع به پدر خانواده بی احترامی کردن مرده دخترشو یه سیلی زد این از این ور تا فهمید گفت اخیییی زنشو نزد ولی چون اونو بیشتر دوست داره


با روان پزشک صحبت کن

دقت کردین جملات وارونه چگونه است ؟ (گنج)(جنگ)می شود .(درمان)(نامرد)و(قهقهه)(هق هق )!!!ولی (دزد)همان( دزد)است و (گرگ) همان (گرگ)است و (درد)همان (درد) است...آری نمیدانم چرا (من)(نم)زده است و(یار)(رای)عوض کرده است و (راه )گویی(هار)شده و(روز)به(زور)میگذرد.(اشنا)را جز در (انشا)نمی بینیم و چه (سرد)است این (درس)زندگی.اینجاست که (مرگ )برایم (گرم )میشود چرا که (درد)همان (درد)است"!

یه بار دیگه بخاطر اینکه گوشیم تو شارژ بود يقو خودشو پاره کرد که بابام بهم چی بگه

ی بار کلاس هشتم بودم خونه عموم اینا بودیم بعد یکی دیگه از دختر عمو هام اومدم پیشمون که پیش هم باشیم (پدر و مادرش رفتن روستامون)

خلاصه بعد دو روز برگشتن بعد همین دخترشون که پیشم بود گفت بیا بریم خونه ما به بابام گفتم برم گفت برو!!!! بعد عموم به بابام اینا گفت شما هم بیاین بابام گفت باشه

وقتی رفتیم رسیدیم پریود بودم گفتم پوشاک میخوام گفت نمیدم بعد شروع کرد خودشو زدن سینشو چنگ زد عکسشو فرستاد برای زن یکی از فامیلامون و بهش گفت

من میخواستم بیام خونه شما شوهرم بخاطر دخترم اومد خونه برادرش

بعدش هم خود مامانم هم بابام نشستن ۲ ساعت راجب من غیبت کردن

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ببین بزار راحت برات بگم

خانواده من گوه گوههههه

یه چیزی فراتر از گوه

انگاری از اذیت کردنم لذت میبرن

به هر کی هم بگم باور نمیکنن

همش میگن تو حساسی

پریروز آرایش کردم لباس پوشیدم

رفتم خونه فامیلامون که با دخترش برم پارک

یهو داداشم زنگ زد بابایی میگه بیا بریم بیرون اومدم خونه گفتم من نمیام الان هم اومدم برای شارژ گوشیم داره خاموش میشه

بابام گفت حق نداری بری هوا سرده گفتم چطور قبلش گیر ندادین

گفت حالا میگم حق نداری بری

گفتم خب میمونم خونه گفت نه و اومد که کتکم بزنه ولی پشیمون شد(حالا دلیلش چی بود؟ مامانم پرش کرده بود گفت اگه به حرفمی و دوستم داری نزار بره پارک و کتکش بزن انگاری من هووشم) بعدشم میشینه همه اینا رو با افتخار و خنده برای مادرش و خواهراش تعریف میکنه که من شوهرمو تحریک میکنم بچه هارو بزنه یا ....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  15 ساعت پیش
توسط   aypari  |  17 ساعت پیش