توی دانشگاه، جا نبود ،میخواستم روی صندلی بشینم. همه صندلی ها پر بود. مجبور شدم کنار یه نفر دیگه ک پسر دانشجو بود بشینم. من ترم اول و ایشون ترم ۳ یا ۴ یا ۲ بود. هر چی بود ترم اول نبودن ایشون. چون همکلاسی دخترشون، کنار اون آقا نشسته بود. داشتن با هم حرف میزدن.
چون جا نبود برای نشستن و منم نمیتونم زیاد سرپا وایسم مجبور شدم بشینم اونجا. کار ضروری داشتم توی دانشگاه.
بعدش ک همکلاسی دخترشون، از اونجا رفت، شنیدم ک داشتن یه چیز هایی میگفتن. آخه مجبور شدم از اونا یه سوال در مورد ثبت نام دانشگاه بپرسم.
متوجه شدم ک غیر مستقیم خطاب به من گفتن. یه چیز های شبیه به لاس زدن و.... .
امیدوارم متوجه شده باشید. حتی ظاهر من هم، محجبه هست