سنش کمه بخاطر همین
دوست من تو اون سن عقلشو از دست داده بود پیاده میرفت میومد کلاساشو شرکت نمیکرد غذانمیخورد واسه خودش چیزی نمیخرید پول قرض میکرد پولاشو برای دوست پسرش کادو ولنتاین بخره
بعد یه دوست دیگه داشتیم توی منطقه یک قصر نشین بود به دوستم میگفت اینهمه پولو از کجا اوردی اینو خریدی😂
دوستم الانم از جلوی اون مغازه که اونو خریدیم رد میشه حالش بد میشه
پسره هم یه آشغال عروسک از کنارخیابون خرید واسش
ولی درجریانم اون عروسکای و پوست خوراکیای دوستمو هنوز نگه داشته با اینکه ازدواج کرده 😐
آخرشم به دوستم گفت من از تو خیلی سرتر بودم که اینقدر عاشقم بودی هزینم میکردی