بخاطرش همه کاری کردم
دانشگاهمو شهر اونا زدم ک قبول شم پیشش باشم
چشمام نمیدید دوسم نداره
صد نه صدو بیستمو گذاشتم
هرکار در حد توانم بود کردم براش
بیش از اندازه محبت کردم
بم خیانت کرد :)
حتی هیچ دلیلی هم نداش
بخشیدمش ولی بعدش رابطمون دیگ مث قبل نبود
انقد دوس داشتمش ولی گاهی متنفر میشدم ازش همش بحث میساختم
میرفت چندوقت بعد برمیگشت باز قبولش میکردم
ی مدت باز سرد شد نیومد پیشم