الان همه جا خوب شده،زمان ما که خیلی بد بود ،ما هم سرپرست داشتیم اما مدیرمون فقط شبا می رفت خونه شدید ...
نه ما اینجور نبود سه تا سرپرست داشتیم هر هفته یکی یکیش میدونست گوشی دارم چیزی نمیگفت یکیش میدونست ولی قایم میکردم ازش بعضی اوقات میگفت بیا بده وگرنه میگردم و اگ دیده بود جامون دفتر بود یکی دیگه هم میومد مینشست ب بهونه صحبت کردن دست رو تخت میکشد شاید قایم کرده باشیم ولی درکل باهامون خوب بودن خیلی دوس داشتم خوابگاه رو مخصوصا سال اول دوم ک ده تا از دوستای راهنماییم بودن بعد کم کم رفت و امد کردن هر روز چون بیست دقیقه فقط راه بود
نه ما اینجور نبود سه تا سرپرست داشتیم هر هفته یکی یکیش میدونست گوشی دارم چیزی نمیگفت یکیش میدونست ول ...
چقدر خوب بوده،ما همه راه دوری بودیم ،بی زبون و سربه زیر دقیقا انگار بچه های اول دبستان این دوره زمونه خیلی گناه داشتیم کلا قرنطینه بودیم فقط معلمامون مرد بودن
سلام کسی می دونه مدرسه شبانه روزی تو کرج کجاست الان برای نوجوونا یکی از پسرای من از خانواده اش خسته شده خیلی بی رحمه اصلا با ما همراه نیست همش لجبازی می کنه و مشکل ایجاد می کنه تمام وسایل منزل و شکسته یکی از دوستام به من پیشنهاد داده که ببرمش مدرسه شبانه روزی شاید قدر زندگی اش رو و با خانواده بودن رو بهتر بدونه لطفا به من بگین خوبه اگه هست لطفا من و راهنمایی کنین مرسی
من كه شانس اوردم مدارس شبانه روزى خصوصى سال پنجاه و هفت با وقوع انقلاب برچيده شد، اون موقع من هفت سالم بود و گر نه با خانواده از هم گسيخته اى كه من داشتم مطمئن هستم كه تا سن هجده سالگى من را در مدرسه شبانه روزى ميذاشتن ، كما اينكه تا قبل از هفت سالگى من را مرتب در پانسيون هاى شبانه روزى ميذاشتن و ماه تا ماه در شبانه روزى كودكان بودم هنوز هم بعد از اين همه سال يادم نميره احساس دلتنگى
۱۸ نفر تو یه اتاق بودیم ،موقع درس خوندن دعوا میشد هی می گفتیم تو دلتون بخونید پیس پیس نخونین،آخی دلم ...
عزیزم برو اون مدزسه سال تحصیلی اسمو فامیلتو بگو و ازشون بخواه شماره منزل همکلاسیات یا نشونیشونو بدن اگه قبول نکردن بگو باشون تماس بگیرن اگه رضایت دادن بهت بدن شماررو