2821
2789
عنوان

باز عید شد

314 بازدید | 42 پست

این سومین عیدیه که ازدواج کردم

یکی از برادرشوهرام با زنش فقط اعصاب خوزدی اوردن توزندگی من وهمسرم

پارسال عید با اینکه مشکل داشتیم باهاشون بخاطر همسرم قبول کردم رفتم خونشون ولییی بجای پذیرایی اخر شب هرچی میتونستن بارم کردن

امسال عیذ اصلااا نمیخوام برم

واقعا تحملشونوندارم

اما همش میگم نکنه همسرم ب دلش بیاد

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

خودت چیزی نگو اگر اون گفت قاطع و اروم به همسرت بگو که نمیای بگو هنوز ماجرای پارسال رو یادم نرفته مشخصه که برای تو هم احترامی قائل نیستن چون حتی اگر منو دوست ندارن میتونستن به احترام تو چند ساعت مهمونی رو تحمل کنن و حرفی نزنن پس مشخصه به تو هم اهمیت نمیدن با منطق راضیش کن

اگر دوست داشتید لطفا برای شادی روح مامانم یک صلوات بفرستید 💚

اگر همسرتون خیلی اصرار کرد و برادرشوهر بزرگتر هستند که شما باید برید، به نظرم منطقی با همسرتون حرف بزنید، و منت سرش بذارین و بگین بخاطر تو با اینکه من اذیت میشم و اصلا دلم نمیخواد بریم خونه داداشت فقط و فقط بخاطر تو ، اما یه عصر برید در حد نیم ساعت یه ساعت بشینید و برگردید ، طولانی نمودید و سنگین باشید خودتونم

اگر همسرتون خیلی اصرار کرد و برادرشوهر بزرگتر هستند که شما باید برید، به نظرم منطقی با همسرتون حرف ب ...

اشتباهه برادر بزرگ هست که هست هیچ کس اندازه همعروس بزرگ من بی احترامی بهم نکرد از الان خودتو دور کن ارتباط رو کم کن بزار بگم فلانی دوست ندارم قطع ارتباط کنه به درک

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792