یاد اولین پیادهروی با نامزدم افتادم 😅😅..مامانامون بودن اونا نشستن با هم صحبت کنن... ما هم صحبت میکردیم و راه میرفتیم...خیلی دور شده بودیم...بهمون زنگ زدن شما کجاییین😁😁...اولین جلسه که با هم رفتیم تو اتاقم تا صحبت کنیم دو ساعت طول کشید همش هم من حرف میزدم و سوال میپرسیدم برقا هم رفته بود تابستون بود بیچاره خانواده اش مبگفتن تموم نشد😁😁از اونطرفم مامانم علامت میداد چه خبره چقد حررف میزنی😅😅خب سوالام زیاد بوود😁