امروز ي پسري اومد بهم گف ازتون خوشم اومد ميخام باهاتون اشنا شم..
خيلي ظاهر خوبي داش
اما اولش ديدم لكنت زبان داره
گفتم نه..
همم گفتم شايد قصدش ي چيز داشته باشه
ولي بيشتر بخاطر لكنتش بود
همون لحظه گف چشم باشه چشم چشم ميرم
حس كردم ناراحت شد و چشاش پر شد و واقعا هم رفت
همون لحظه فقط ب رفتنش نگاه كردمو پشيمون شدم و خيلي دلم ب درد اومد
كاش اينكارو باهاش نميكردم و ي فرصت بهش ميدادم
از عصره يادم ميفته بدجور ناراحت ميشم
از خدا خواستم تا قيافش از يادم نرفته دوباره سر راهم قرارش بده
اخه شهرمون كوچيكه😞😞😞😞😞