2789
عنوان

شده ایا؟؟؟؟؟

| مشاهده متن کامل بحث + 308 بازدید | 32 پست

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


داداشای من وقتی مجرد بودن اگه مامان بابام کاری میکردن ناراحت میشدم پیششون درد ودل میکردم اونام باهاشون صحبت میکردن مساله حل میشد

ولی از وقتی ازدواج کردن باید مراقب باشم چیزی پیششون نگم دوتام میذارن روش میرن تحویل میدن و ناراحتی راه میندازن

آخه به نفعشونه من نباشم خیلی راحت تر میتونن از بابام پول بگیرن ( نه که من رو نظر بابام تاثیری داشته باشم و نذارم بهشون پول بده .نه. بلکه بابام وقتی روابطش با من خوبه بیشتر خونه من میاد و کمتر میره خونه هاشون تا براش ناله کنن و پول ازش بگیرن آخه داداشام پول قلمبه هم فقط راضیشون میکنه)

کلا بابا و مامانمم پسری ان و جونشونه وپسراشون  

خوشبحالت خواهرداری من که خواهر ندارم چکارکنم؟

بریز تو خودت اما به کسی نگو،فردا با مادرت اشتی میکنی یادت میره همون شوهر و دوست و اینا میزنن تو سرت حرفایی که موقع دردو دل زدی

خدایا شکرت هزاربار
داداشای من وقتی مجرد بودن اگه مامان بابام کاری میکردن ناراحت میشدم پیششون درد ودل میکردم اونام باهاش ...

منم سه تا برادر بزرگتراز خودم دارم که مامانم خیلی پسردوسته اما انگار یادشون رفته منو با نذر و نیاز از خدا خواستن حالا هم دارن اینجوری دلمو میشکنن

منم سه تا برادر بزرگتراز خودم دارم که مامانم خیلی پسردوسته اما انگار یادشون رفته منو با نذر و نیاز ا ...

امروز غروب با مادرم حرف زدم یک کلمه نگفت داداشات شام اینجان تو هم میخوای بیا

شام که خوردیم پسرم هی اسم مامانمو آورد شمارشو گرفتم که باهاش حرف بزنه دیدم زن داداشم برداشت اولش فکر کردم اشتباه گرفتم بعد خودش خندید گفت نه ما اومدیم اینجا

خیای دلم شکست

من که اازه ازدواج کرده بودمبابام یه بار شوهرمو کشیده بود کنار که اینطور نباشه مثل دخترای فلانی زنت هر دقیقه راهشو کج کنه بیاد اینجا خوشم نمیاد دائم تو هم باشیم 

پای منو از خونشون برید ولی برادرام دائم اونجان شاید تو هفته سه تا جهار بار اونجا باشن

امروز غروب با مادرم حرف زدم یک کلمه نگفت داداشات شام اینجان تو هم میخوای بیا شام که خوردیم پسرم هی ...

هع مامانم زنگ زده به نامزدم که بیا برش دار ببرش تبریز نمیخوام اینجا بمونه بنظرت الان دلی برام باقی مونده خرد کرد دلمو

هع مامانم زنگ زده به نامزدم که بیا برش دار ببرش تبریز نمیخوام اینجا بمونه بنظرت الان دلی برام باقی م ...

بابا من تازه عقد کرده بودم تولد مامانم شد رفتم براش کادو خریدم بهش گفتم ماملن این بین خودمون باشه همسرم بفهمه کارم در اومده 4 تا خواهر شوهر ددارم و مادرشوهرم هی دم به دقیقه باید کادو تولد بخرم( اخه همسرم از قبل بهم گفته بود که تو اون برحه توانایی کادو گرفتن نداره آخه دانشجو بود) منم از پول تو جیلی های خودم براش هدیه خریدم

مامانمم نه ورداشت نه گذاشت کادو را آورد جلو شوهرم گفت اینو زنت برام خریده گفته که تو هم چیزی نفهمی چون باید از این به بعد برا مادر وخواهرای تو هم کادو بخره

حساب کن هم منو پیش شوهرم خراب کرد هم دلمو شکست

ولی برام درسی شد که دیگه هیچ وقت بهش اعتماد نکنم 

ببین اگه بخوام بگم یه دنیا حرف تو دلمه غصه نخور

من بیچاره نه از مادر شانس آوردم نه از مادرشوهر

خواهرم که ندارم

دوتا زن برادر آتیش پاره ام گیرم افتادن که فقط از آب گل آلود ماهی میگیرن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792