من مامانم اینا از داماد مون میترسن میگن نه ولی میترسن معلومه...
حالا میبینم سر اینکه میترسن قشنگ و واضح بچه ابجیم بیشتر دوست دارن و بهش اهمیت میدن و توجه میکنن و بهش فکر میکنن و.... 🙃
من چون خانواده ام هستن سکوت میکنم و میگذرم اما میتونم تحمل کنن بازم
اما کمکم شوهرم داره صداش در میاد و کم کم متوجه رفتار ها و تبعیض هاشون میشه و داره اعتراض میکنه بهم و میدونمم ب مرور ب خانواده ام هم میگ و این میشه ایجاد کدوروت و دلخوری و بعد ها هم هی از این قضیه میدونم سواستفاده میکنه و منم زبونم کوتاه میشه
اصن روم نمیشه سر حرف با خانوادم پدر و مادرم باز کنم بگم نکنید اینکارارو دارید همه چیو میریزید بهم
چیکار کنم ب عمه ام بگم بنظرتون خوبه یا نه موندم چیکار کنم اصن 🥺