2777
2789
عنوان

خرابم کرد

189 بازدید | 1 پست

تاپیک قبلم و بخونید .ادامشه:ازش خواستم طلاهارو مدارکشو هرجا خواست قایم کنه یعنی گفت بهت اعتماد ندارم قایم میکنم منم گفتم هرجا دوسداری قایم کن فقط نبر خونه مامانت بهش نگو نفهمه .دید چقدر رو این موضوع حساسم و رازه برام ولی به سرعت برق و باد فروخت منو .جالبیش اینه که دو روز برام نقش بازی میکرد. روزش منو فروخته بود و شبش بهم گفت نمیبرم کلا طلاهارو میزارم سرجاش بمونه بهت اعتماد دارم نمیخام پیش مامانم خرابت کنم فقط گوشیتو ازت میگیرم .گوشیمو دادم بهش گفتم من تسلیمم هرکاری دوسداری بکن فرداش پاشد گوشیمو داد گفت کار درست اینه ببرم خونه مامانم مدارک و طلاهارو گفتم باشه ببر.فقط نگو داستان و گفت نه نمیگم و قول داد!! در حالی که خرابم کرده بود پیشش جالب اینجاست منم با خودش برد باهم رفتیم و رفت تو اتاق به مامانش داد بعد سگشو بردیم بیرون .تو بیرون یه دستی زدم گفتم شنیدم گفتی به مامانت گفت نه نگفتم همه نوع قسمی خورد که نگفتم

در حالی که از رفتارای مامانش فهمیده بودم که گفته بود

چون حتی با سیاستشم تابلوئه. بنابرین شب که داشت قربون صدقم میرفت گفتم اگه راست میگی اعتراف کن چون میدونم که گفتی گفت اره .

متاسفم واسه صداقت و حماقت خودم بعد برای شوهر بازیگر و دروغگو وبی تعهد خودم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز