تازه ازدواج کرده بودم سرنوشتم رو تو خواب دیدم حتی همزادهام رو دیدم صورتشون سیاه بود ولی چون نمیدونستم همزاده نترسیدم ۴ سالم هرشب خواب همزاد میدیدم نمیترسیدم تا اینکه رفتم سرکتاب باز کردم فهمیدم جنن
تازه ازدواج کرده بودم سرنوشتم رو تو خواب دیدم حتی همزادهام رو دیدم صورتشون سیاه بود ولی چون نمیدونست ...
منم دیدم
چند ماه بود که عقد کرده بودیم یه نفر تو خواب کلیات سرنوشتمو بهم نشون داد و الان که تقریبا ۲۰ سال از اون خواب گذشته دقیقا زندگیم مثل همونیه که تو خواب دیدم
تازه عروس بودم هر صبح وقتی همسرم میرفت سر کار میدیدم از گوشه پنجره اتاق خواب یه خانم منو با اخم نگاه میکنه بع خدا بعد از ۲۲ سال هنوز چهرش جلو چشمم هست مادرم سر کتاب باز کرد برام گفته بود جنا اذیتش میکنن برام دعا گرفت دیگه ندیدم
یکی از دوستام تعریف میکرد پدرش فوت کرده شب اول قبر برا سر مزار چراغ بردن سه نفری برادرش و زن داداشش و دوستم قسم میخورد قرآن میخوندیم بالا سرش اسم اماما رو میخوندیم ک یهو سرمون آوردیم بالا دیدیم روح تموم قبرا نشستن سر سنگ قبراشون ما فرار میکردیم اونام بالا سرمون پرواز میکردن میگفت دو ماه بستری شدم از ترس