دلم برای اشتیاق داشتن برای چیزی تنگ شده؛ برای اون نسخهای از خودم که باور داشت بعضی چیزها ارزش انتظار کشیدن دارن. برای اون حسی که صبح بیدار میشی و میدونی قراره یه اتفاق کوچیک روزت رو نجات بده. برای وقتی که آینده، یه واژهی ترسناک نبود و میشد براش برنامه ریخت.