2777
2789
عنوان

شوهر وحشی

| مشاهده متن کامل بحث + 6728 بازدید | 174 پست
چی میگی کار نکردی من درس خوندم خودم مغازه داشتم تازه چند ماهه جمع کردم کار میکردم از بس اومد در خونه ...

با بچه شیرخواره چجوری مخ زدی که پسره بیاد در خونتون؟

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور

سلام،خیلی ناراحتشدم،خدا ان شاالله کمکت کنه.ولی تنها راهی که به ذهنم میاد اینه که هر چی رک باشی باهاش ...

بعید بدونم درست شدنی باشه اونم وقتی هر روز مادرش بهش میگه اگر با این ازدواج نمیکردی برات یکی میگرفتم میلیاردر باشه فلان باشه من هر چی محبت کنم اون طرف یکی هست برگای اینو میچینه هر روزم میره خونه مادرش هیچ جوره ام نمیشه که نره کمتر بره تا دخالتاشون کم بشه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عزیزم ایشون که اول قبول کرون بچه ها با شماباشن حتماقصد خیری داشتن،شاید فقط ذهنیتی که داشتن با واقعیت فرق داشته،فکر میکرده زندگی با دو تا کوچولو خیلی هم رویاییه،ولی واقعیت بچه داری این سختی ها رو داره،ایشونم هیچ تجربه ای نداشتن.و اینو بدون الانشرایط جوری شده بعضی مردا یه کم عصبی مزاج شدن.سوهر منم بچه های خودمونو سر اینکه نمیذارن بخوابه دعوا میکنه.خسته و له و لورده میاد خونه،بچه یه ساعت آروم نمیگیره باباش بخوابه.

با بچه شیرخواره چجوری مخ زدی که پسره بیاد در خونتون؟

مخ زدن نمیخاسته پسره دیده کار دارم از خودم بچه هامو بدون منت کسی با سختی دارم بزرگ میکنم با ۴ نفر مقایسه کرده که هر روز یه تیپ میپوشن ترجی دادخ با یکی مثل من ازدواج کنه تا با یکی ازدواج کنه و فردا مچ طرف رو بگیره با یک پسری ولی الانم ک ب خاسته اش رسیده قدر نمیدونه اصلا همه مون عادت داریم یه چیزی رو بخوایم فقط همون اولش میخایم بعدش دیگه عرضه نگه داری شو نداریم نمونه اش اینه

بعید بدونم درست شدنی باشه اونم وقتی هر روز مادرش بهش میگه اگر با این ازدواج نمیکردی برات یکی میگرفتم ...

گرچه کار این خانم درست نیست.ولی ببین زن چه برگ برنده ای داره که مادر نداره.ببین تو چه کاری میتونی بکنی که اون نه.

ولی تا همین جا،ببین،مادرش دقیقا با چرب زبونی داره کارشو میکنه

اول و آخر هم توکلت به خدا باشه.تا میتونی با خودش درددل کن تا بهت قدرت بده این مسیرو طی کنی.ان شاالله به مقصد آرامش برسی

عزیزم ایشون که اول قبول کرون بچه ها با شماباشن حتماقصد خیری داشتن،شاید فقط ذهنیتی که داشتن با واقعیت ...

بخدا این همش خوابه کلا ساعت ۹ میره سر کار تا ۱ یک میره خونه مادرش تا سه اونجا یا میخابه یا گپ میزنه یا نهار میخوره بعد میاد خونه تلپ میخابه تا موقع شام باز شام میخوره تا نصف شب تو گوشیش اینستا و چرت پرت میبینه بعدم میخابه همین کار زیادی نمیکنه بگم خسته است خودش ذاتا بی اعصابه اجازه هم نمیده یه تلوزیون کسی بیارم درست کنن ک بچه هام مشغول باشن فقط میگه نه بچه هات فقط تو اتاق باشن تا من راحت باشم منطق نداره اصلا

کاش باردار نبودی دست بچه هات را میگرفتی می فتی ؟چند وقتته؟

۸ ماه😪همش میگم کاش نبود اگر روز اول این خودکشی میکرد ک من قبولش کنم میگفتم همونجا بمیره ولی قبول نمیکردم حالا میگم عجب غلطی کردم

۸ ماه😪همش میگم کاش نبود اگر روز اول این خودکشی میکرد ک من قبولش کنم میگفتم همونجا بمیره ولی قبول نم ...

حق داری ،خدا واست بسازه با یه مشاوری روان پزشکی چیزی صحبت گن نکنه قرص بدن این اروم بشه پشت بچه ها را خالی نکن کسی را ندارن جز تو

  هواي نبودنت داره خفه ام ميكنه بابايى  لطفا براي باباي آسمونيم صلوات بفرستين🖤خداي من شكر 
مطمئن باش سومی روهم بزاد جدا میشه شوهر سوم هم میکنه بچه چهارم شیشم و...اینجور مردای داغون به پستش می ...

این حرفا ک گفتی برازنده خودت و خانوادت هستن چرا چون جدا شدم حق زندگی کردن ندارم آره حالا چون ازدواج کردم مردا داغون بودن ک دنبال من داغون تر راه افتادن اره خب شاید یه درسی به اون مرد داغون بدم که جرعت نکنه دیگه دنبال کسی مثل من باشه ها .مگه زندگی کردن از اول همه چی توش مشخصه ها؟زندگی توش شکست هست جدایی هست مرگ هست غم هست همه چی هست ولی چه خوبه که ادما بتونن با هم کنار بیان ولی خب کنار نیان هم نمیشه انگشت گرفت سمت زن که این فلان بود شاید برا خودت اتفاق افتاد یکی بهت این حرفو بگه مواظب باش کارما پس ندی با حرفات

تو عقل داری؟!!! با شوهرت اولت فرار کردی دو تا بچه ازش آوردی بعد جدا شدی تو صیغه با یه مرد دیوانه دوب ...

فرار نکردم منظورم از فرار این بوده که باهاش ازدواج کردم با وجود مخالفت اسمش فرار میشه دیگه صیغه ام مثل عقد انجام دادیم بلند مدته اونجوری الکی ام نبوده یکی از راه برسه برم صیغه بشم که هم چون پدرم سنش بالاست گفت صیغه بکنین که بعد فوت من خقوق بازنشستگی شو برای بچه ها بتونم بگیرم که به این شوهرمم خیر سرش فشار نیاد منت کنه که خرج بچه تو دادم گرچه الانم نمیده ولی بابام چون بفکر خرج مخارج بچه ها بود گفت اینکارو بکنین وگرنه اصلا عقد رسمی هم کرده بودیم خب با این اخلاقش به چه کارم میومد اون عقد

واقعا قصدم سرزنش نیستاین مردا اگر عقل داشتن که به بچه 4 ساله حسادت نمیکرد، تو خودت باید حواست میبود ...

من بهش چندین بار گفتم گفتم اگر قراره کسی از این خونه بره خودش بره گفتم کنار اومدن با نبودن اون راحت تره تا نبودن بچه هام که یک ساعتم نمتونم ازشون دوری بکشم همین هم ناراحتش میکنه که چرا اون نسبت به بچه ها ارجعیت نداره ولی خب منم میگم بهش اگر مرد هستی نباید یه بچه کوجیک رو مانع خوب بودن زندگیت بدونی در این حد که نبودنشو بخوای

بنظرم تا زمان اتمام موعد رهن خونه ات باهاش مدارا کن که شک نکنه ولی یکماه قبلش به صاحبخونه ات بگو من میخوام تخلیه کنم خونه رو، بعدش پولت رو از صاحبخونه بگیر و با بچه هات برو یه خونه جدید رهن کن که اون نتونه بیاد، اگر هم خواست تهدیدت بکنه بگو میرم مهریه ام رو میذارم اجرا ، اینجوری تو تهدیدش میکنی، اگه طلاقم نگرفتی بازم مشکلی پیش نمیاد مهریه رو هم همیشه میشه گذاشت اجرا، چه با طلاق چه بی طلاق ولی نباید بذاری بفهمه که چه نقشه ای داری، موقع دعوا و عصبانیت نباید لو بدی

فقط به فکر خودت و بچه هات باش، اگر هم خواستی بچه ات رو به مادرشوهرت بدی با مهریه معاوضه کن،این چه شکلیه که هم رهن خونه با تو باشه هم خرجی با تو باشه، مهریه هم بخوای ببخشی، این شوهر فقط باعث شده به خودت و بچه ها زندگی سخت تر بشه، درست هم نمیشه باید خودتون رو نجات بدین ولی با سیاست

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز