از مدرسه اومد دنبالم خیرسرش بریم پارک بشینیم یکم بعد منو برسونه
یکم نشستیم من بارها بهش گفتم رو سیگار حساسم
برداشت پیش من بکشه منم خاستم ازش بگیرم فرار میکرد اونور منم قهر کردم رفتم نشستم رو نیمکت داشت میرفت سرکار دیرش شد بود
۳بار با موتور رفت دور زد بعد همش میگفت پاشو بریم منم لج کردم گفتم برو
گفت کات؟ منم گفتم اره الکی گفتم ما هروقتم بحثمون شه واقعا جدا نمیشیم دوباره با موتور رفت گفتم الان برمیگرده
چندقه نشستم دیدم نیومد منم نشستم گریه کردم....
ن واس سیگار واس اینکه واسم ارزش قائل نشد ولم کرد تنهایی رفت
کسی ک دوست داشته باشه اینطوری نمیکنه
:) حتا کل خانوادشم میدونن ما باهمیم من فک میکردم.... خیلی پیشش ارزشمندم با این کارش فهمیدم هیچیم