2777
2789
عنوان

جانم تویی

67 بازدید | 2 پست

نه! نگفتم دوستت دارم، ولی جانم تویی

خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی

-با نگاهت داغ یک رؤیای شیرین بر دلم

مینشانی تا بفهمم حکم ویرانم تویی

بیقراری میکند در شعر هم رؤیای تو

باعث بیتابی چشمان گریانم تویی

آمدی تا من فقط مومن به چشمانت شوم

«ربّنا و آتنا»ی بین دستانم تویی

گرگهای چشم تو، آدم به آدم میدرند

من نمیترسم از آن وقتی که چوپانم تویی

عشق ِ دورم از کجای قلعهام وارد شدی؟

که ندیدی در حریمم، ماه و سلطانم تویی

درد یعنی حرفی از نام تو در این شعر نیست

من غلط کردم نگفتم! دین و ایمانم تویی

نه زلیخا هم نمیفهمد همین حال مرا

تا جهنم میروم حالا که شیطانم تویی

در غزلهایم شکستم، ذره ذره... راضیام

منزوی باشم، نباشم، حرف پایانم تویی

تا قیامت در میان سینه حبست میکنم

تا قیامت حسرت چشمان حیرانم تویی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز