یکی از خواهرام صد برابر مامانم زحمتمو کشیده تو عقد و عروسی و خرید جهزیه و لباس عروس و سیسمونی همه جا باهام بوده موقع زایمانم هم تو بیمارستان پیشم بود خواست بچمو بغل کنه سر بچه خم شد تو شکمش منه چشم سفید یهو گفتم درست بگیرش مثل گاو یهو بچه رو ول کردی
خیلی بهش برخورد گفت بخاطر این تحفه به منیکه چهل ساله خواهرتم میگی گاو
انقدر حالم بده ، یک دی تولدشه یه بوت خریدم ۵ تومن میخوام بدم بهش ولی یک هزارم زحماتشم جبران نمیشه 😔