خواب دیدم من داخل یه آپارتمان چند طبقه به جای کسی کار میکردم رفتم طبقه دوم یه خانواده بود یه پدر و مادر دوتا پسر و یک دختر بزرگ بودن،پسر کوچیکه بعد اون بچه اولی یعنی پسره،زیاد از اتاقش بیرون نمیومد ولی پسره انگار نماز خون بود بعدن که اُمد تو جمع خانواده اش من رفته بودم بعد برگشتم بگم اگه اجازه بدن یه مشکلی به وجود اُمده باید برم که پسره دیدم،نمیدونم حس میکردم چشم پسره رو من بود،جوری نگاهش رو من بود که وقتی میرفتم نگاه نکرده به عقب سنگینی نگاهش روم حس میکردم،به هیکل اش به کسی میخورد که دوستش داشتم ولی نرسیدیم میخورد،،نگاهش حس ترس نمیداد بهم انگار حس میکردم علاقه ای داره بهم