تمام این مدت که این اتفاقا برام میوفتاد پدرم ایران نبود
و حالی ازم نمیپرسبد پیجش هم پست و استوری که میداشت درحال پارتی با درو دافا بود
من دو ساله ازدواج کردم خانواده همسرم با فهم و درکن
همسرم تمام دردامو میدونه عاشقمه منم عاشقشم
تازه فهمیدم معنی خانواده چیه ولی من زخمامم خوب نمیشه دردام از بین نمیره هرشب کابوس میبینم محبت کردن بلد نیستم
زبانم تنده بی مهر و عاطفم سالهاست پیش دکتر میرم
قرص مصرف میکنم تراپی هم میرم اما کافی نیست
بارها گفتم جدا بشیم چون همسرم لیاقتش بالاتر از منه
ولی قبول نمیکنه حتی فکر خیانت زد به سرم تا اینجوری ازم متنفر بشه ولی دلم نیومد من خوب بشو نیستم درست نمیشم کاش همسرم راضی به جدایی بشه