2777
2789
عنوان

بابام گفت بخاطر تو ازدواج نکردم

| مشاهده متن کامل بحث + 6381 بازدید | 109 پست

بیشتر اوقات منو رامین خونه تنها بودیم

و متوجه شدم که اعتیاد داره و جالبیش اینه مامانم میدونست

کمکم روش باز شده بود و حس بدی ازش میگرفتم احساس امنیت کنارش نداشتم مخصوصا شب هایی که مامانم شیفت بود

تا اینکه یه بار عملا بهم پیشنهاد داد گفت اره تو نسخه جوون و خوشگل تر مامانتی بیا باهم باشیم حالم از خودم بهم میخورد با خودم گفتم چه رفتاری داشتم که این اجازه رو به خودش میده

باهاش دعوا کردم سمتش خمله کردم اما مچ دستم رو چنان پیچوند که هنوز یادمه

موضوع رو به مامانم گفتم و خب مامانم در جواب حرفام بهم سیلی زد و انواع حرف ها و القاب رو به من نسبت داد هیچوقت یادم نمیره رامین پشت مادرم ایستاده بود و با لبخند نگام میکرد

فردای اون روز برگشتم خونه قبلیم پدرم ایران نبود و با مادربزرگن زندگی کردم و تو اکثر روابطی که داشتم به شکست میخورد

دختری مغرور بودم بی اعصاب و بد اخلاق به قول یکی از پسرایی که باهاش تو رابطه بودم فقط ویترین بودم در ظاهر عالی درونم پوچ تا وقتی که با همسرم آشنا شدم

افسرده از این عشق رسوا میروم 🥀✝️

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بخاطر روحی داغونی که داشتم سر خودمو با این مهمونی و پسر و دوستای آشغال گرم میکردم و اعتیاد پیدا کردم به گل

افسردگی پنهان داشتم و خودکشی کردم از اونجا مادربزرگم فهمید اوضاعم داغونه منو برد مدرسه خودش تا روحیم باز بشه اما بدتر شد

مدرسه ش هنوزم هست و جزو دبیرستان های خوبه تهرانه

معلمای خوبی داشت اکثرا معروف هستن

یکی از دبیرها که دبیر هندسه بود بینمون علاقه شکل گرفت

و احساس میکردم خوشبخت ترینم اما یک روز اون رامین عوضی که نمیدوتم از کجا امار منو داشت که بعدا فهمیدم یکی از دوستام آمار میداد بهش اومد و با این معلمه حرف زد و پشت سر من کلی دروغ گفت و اون منو رها کرد

از مدرسه اومدم بیرون زبانم چون خوب بود دنبال کاری برای ترجمه گشتم توی یه شرکت وقت مصاحبه گرفتم

افسرده از این عشق رسوا میروم 🥀✝️

چرا مادرت حرفتو باور نکرد؟؟مگه میشه مطلب به این مهمی یه درصدم احتمال ندی که راست باشه

باور کرده بود در ظاهر اونجوی برخورد کرد اونو به من ترجیح داد

بعدا اینو اعتراف کرد

افسرده از این عشق رسوا میروم 🥀✝️

شرکت نام آشنایی بود و میدونستم شانسی ندارم چون دانشجو بودم و سابقه کار خاصی نداشتم که

برای مصاحبه وارد یک اتاق شدم و یک مردی رو دیدم که همه جور تایپ من بود

(اینو اضافه کنم برای پرت کردن حواسم دوست پسر داشتم و پسرای زیادی بخاطر موقعیت و ظاهرم دوست داشتن ارتباط بگیرن باهام)

مصاحبه تموم شد و کل تایم جور خاصی نگام میکرد

متوجه شدم شانسی ندارم بعد از یکی دورو پشیمون شدم اصلا چرا رفتم چون مودم عوض شده بود و بشدت افسرده شده بودم

تا از شرکت خود این آقا زنگ زد و خیلی اصرا برای همکاری میکرد

چندباری زنگ زد و هربار بهانه ای آوردم اخرسر گفتم روحیم نمیخوره و با عصبانتی گوشی رو قطع کردم

بعد از یک ماه شروع کرد به پیام دادن اول به بهانه کار و مسائل مزخرف بعدا ابراز علاقه کرد بهم و گفت بریم بیرون

واقعا نمیدونم چراقبول کردم ولی چون تا حدودی دو قطبی هستم کارام ثبات نداره

قرار شام رو قبول کردم ازش بدم میومد چون حس میکردم کنس

اما هون شب عاشقش شدم

عاشق اکتاش شدم تن صداش پوشش تحصیلاتش

همهذچیش برام جذاب بود

تنها مشکل تفاوت سن بوذ ۱۴ سال ازم بزرگتر بود

افسرده از این عشق رسوا میروم 🥀✝️

چقد عجیب بوده مامانت، برای من که مادرم غیرقابل فهمه

هر مادر مقدس نیست عزیزم یه انسان هول و بی عرضه بوده

هر روز نفرینش میکنم

افسرده از این عشق رسوا میروم 🥀✝️

ببخشید ولی اشتباه پشت اشتباه،هزاران نفر هستن که فرزند طلاقن، درسته از لحاظ روحی ضعیف تری ولی اینقدر ...

هیچکس رو نداشتم

پدرم نبود

فقط یه خونه بود کسی نبود بهم یاد بده چیکار کنم

۴ صبحم میومدم خونه کسی نمیفهمید

افسرده از این عشق رسوا میروم 🥀✝️

تفاوت سنی برای من مهم نبود اتفاقا مردی که ازم برگتر بود برام جذاب بود ولی خانوادم براشون نه

خیلی سعی کرد و چند باری اومد خواستگاری

تا وقتی خانوادم موافقت کردن و ازدواج کردیم

تازه از مامانم خبر اومد باهام قرار کذاشت رامین بهش ۵ بار خیانت کرده بود

بهم گفت مت میدونستم تو داری درست میگی اما نمیخواستم این مردو از دست بدم من آدمی نبودم که عمر رو بخاطر بچه بزارم و از زندگی خودم بگذرم و من فقط نگاش کردم و گفتم ازت متنفرم

کاش مرده بودی و دیگه باهاش هیچ ارتباطی تا الان ندارم

بارها زنگ میزنه من فصط به حرفاش گوش میدم اما حرفی نمیزنم

تنها شده پدرش فوت کرده و برادرشم ایران نبست تنها مونده

مثل اون موقع من

افسرده از این عشق رسوا میروم 🥀✝️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بیاید

گلیاس20 | 5 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز