چندماه پیش حدود شصت هفتاد تومن قرض دادم ب ی شخص دوتاالنگومو دادم رفت همین مقدارشد این طرف هنوز پسش نداده پولو و الان نمیتونم بااین شصت هفتاد اون نه گرم طلا رو بخرم برمیگرده میگه بهت هشتاد نود تومن میدم اما من حساب میکنم الان اون گرم طلا ۱۲۰میل میشه یعنی رسما میخوادی مقدار از پولمو نده چکار کنم 😞
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
چطور ب نرخ حساب میشه مثلا من نقدا ب حسابش ریختم شصت و خورده ای رو چطور ب نرخ روز حسابش میکنن؟
باید زنگ بزنید دفتر مرجع تقلیدت ازون بپرس خودشون میگن . که چقدر از قرض دادن گذشته و چقدر بوده و اینا را بهش توضیح بدید خودشون میگن. از طلافروش هم میتونی بپرسی یا بانک
ببین بهترین کاری میتونی کنی اینه صبر کنی همون ۸۰ ۹۰ تومن بهت بده بعد که داد بعد از یه مدت یه آسیب جدی بهش بزن دهنش سرویس شه که ندونه از کجا خورده چون دستت به جایی بند نیست رفتی پول به طرف دادی حتی میتونه همون ۶۰ بهت پس بده
ولی ب نظر شما کاری ک ب نفعم باشه و درست باشه از نظر شما چیه یعنی شما بودین چکار میکردین
فغلا هر چقدر میتونی نقد ازش بگیر همون شصت هفتاد زود برو یه النگو مثل النگوی خودت بخر کاری هم نداشته باش قیمت طلا بالاست پایین هست تو فقط چهار پنج کرم بخر ، اینو هم هم الان ازش نگیری اون دیگه همین مبلغ رو هم بهت نمیده فعلا هرچی نقد داد بگیر ازش البته اون که نقد یجا نمیده همین شصت هفتادی که گفته منظورمه یجا بهت نمیده طلا بخر بعدا سر اختلاف صحبت کن این مبلغ هم از دستت میره اکه ازش نگیری طلا هم بیشتر گرون میشه انقدر پولتو بهت نمیده که طلا هم گرون میشه دوسه گرم بیشتر نمیشه با اون پول خرید ، راستی تو بهش کفته بودی طلامو میفروشم پولشو بهت قرض میدم پول دستت اومد باید برام همین وزن طلا بخری یا اینکه مثلا شصت میلیون بهس دادی همون شصت میلیونو بگیری؟؟؟ جواب اینو به من بگو تا راهنمایی کنم
بگذار سر به سینه من تا ک بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمندرا شایدک بیش ازاین نپسندی به کارعشق آزاراین رمیده سر درکمندرا بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست بگذارتابگویمت این مرغ خسته جان عمری است در هوای تو ازآشیان جداست دلتنگم آن چنان ک اگرببینمت به کام خواهم ک جاودانه بنالم به دامنت شایدک جاودانه بمانی کنارمن ای نازنین ک هیچ وفانیست با منت توآسمان آبی آرام وروشنی من چون کبوتری ک پرم درهوای تو یک شب ستاره های تورادانه چین کنم بااشک شرم خویش بریزم به پای توبگذارتا ببوسمت ای نوشخندصبح بگذارتا بنوشمت ای چشمه شراب بیمارخنده های توأم بیشتربخند خورشیدآرزوی منی گرمتربتاب جان منی جان منی جان من آن منی آن منی آن من شاه منی لایق سودای من قندمنی لایق دندان من قند منی نورمنی باش دراین چشم من چشم من و چشم حیوان من جان منی جاآآآن آR;M