من انقد خواستگار معارفه ای داشتم ینی شاید دروغ نگم هفته ای دوتا سه تا فوق العاده اجتماعی و سر زبون دارم خانوادمم فوق العاده هستن و از نطر اجتماعی کلا خاندانی بالایییم هم پدری هم مادری
واسه همسن منو خیلی معرفی میکردن بعنوان کیس ازدواج ولی من بدون دیدن میگفتم نه و هزارتا بهونه الکی میاوردم تا اینکه زنداییم بهم گف شاید بختتو بستن گفتم نه غیرممکنه ی دوست دارم خیلی اهل این چیزاس یروز ک میرفت باهاش رفتم بهم گفت اره طلسم کردن و اینا ی دعا بهم داد گفتش تا روز عقدت همراهت داشته باش ب دوماه نکشید عقد کردم خودم شدید اعتقاد دارم شوهرم اینا فامیلن تقریبا یسال هی میومدن من میگفتم نه بعد اون دعاهه اومدن وقتی مثبت دادم اصلا دست نگه نداشتن فردایی ظهرش اومدن خواستگاری😂😂😂😂