PMS اینطوریه که من نشستم یه سناریو تو ذهنم ساختم که تولدم دوست پسرم کادوی زشت برام خریده و تو اون سناریو دعوا کردم باهاش و کات کردم و تف هم تو صورتش انداختم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
و منم با اینکه سگ تو زندگیم نبوده تصور میکنم شوهر نداشته م با ی بچه توی شیکمم بهم خیانت میکنه
این روز ها برای کسایی گریه کردم ک نمیشناسمشون فقط میدونم خیلی شریف بودن ... ب امیدی ازادی کشورم ...( چند کاربری داشتم ک ب لطف یک سری چاپلوس و گزارش زن ترکید) تاپیک های قبلی برا دوستمه من انقد ترکیدم کاربریشو داد ب من