2777
2789
عنوان

عاشق شدم

64 بازدید | 2 پست

اون اتفاقات که افتاد من شروع کردم به آمارش رو دراوردن و به مامانمم گفتم 

مامانمم واقعا منطقی رفتار کردو بهم توی شناختنش کمک کرد

انقدر پیگیرش شدم تا فهمیدم پسر وسطی یکی از اقوام دور ماست

فارغ التحصیل دانشگاه فردوسی مشهد و چند سالی از منم بزرگ تره و منم هم سن برادر کوچیکش ام و مادرش فقط سه تا پسر داشت و شوهرش استرالیا بود

یکم که گذشت محرم سال ۴۰۳رسید من هر روز میرفتم هیئتی که فامیل هامون برگزار می کردن و برگزار کننده اصلی هیئت هم شوهر عمش  بود 

و اینم بگم شوهر عمش میشه دوست خیلیییییی صمیمی بابای من

۴/۲۸ سال ۴۰۳ بود که برای آخرین بار دیدمش اون بورسیه شد و رفت پیش باباش استرالیا

و روز آخری که دیدمش همون هیئت بود

چه بد شانس بودی تا عاشق شدی پرواز کرد...

الان ایدی شو پیدا کردم توی اینستا اما هر چقد بهش ریکوئست دادم قبول نکرد اما خودش منو فارو کرد از خودم که دابسمش گرفتم استوری  کردم نگاه می کرد اما یه روز یه استوری  گزاشتم  انفالوم  کرد خیلی یهویی🥲🥲🥲

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز