2777
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 219 بازدید | 39 پست
دیگر گذشته از سر وسامان من مپرس من بی تو دست از این سر وسامان کشیده ام

من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم

نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟

تا توانی دبی بدست آور 

دل شکستن هنر نمی باشد

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

میوزد از چمن نسیم بهشتهان بنوشد دم دم می ناب

با تو‌ حکایتی دگر

این دل ما به سر کند 


هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

دور از تو ماه من همه غم ها به یک طرف وین یک طرف که منت دو نان کشیده ام

من مست می عشقم هوشیار نخواهم شد


وز خواب خوش مستی بیدار .....د

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

نه تو آنی که همانی نه من آنم که تو دانی

یار شوری در نهاد ما نهاد 

جان ما در ...... نهاد

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

دیر آمدی که دست ز دامن ندارم تجان مژده داده ام که چو جان در بر آرمت

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود 

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود 

مرا دردی ست اندر دل که گر گویم زبان سوزد اگر پنهان کنم، ترسم که مغز استخوان سوزد...

در بهاران سری از خاک برون آوردنخنده ای کردن و از باد خندان افسردن

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

من در آن گرفت جان برادر که کار کرد

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

یار شوری در نهاد ما نهاد جان ما در ...... نهاد

دیدار تو حل مشکلات است 

صبر از تو خلاف ممکنات است 

مرا دردی ست اندر دل که گر گویم زبان سوزد اگر پنهان کنم، ترسم که مغز استخوان سوزد...

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

دانه فلفل سیاه و خال که رویان سیاه

هر دو جانشوزند اما این کجا و آن کجا 

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108