2821
2789
عنوان

مشاعره

212 بازدید | 39 پست

در کوی نیک مامان مارا گذر ندادند 


گر تو نمی‌سندی تغییر کن قضا را



هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

ای که از کوچه معشوقه ما می گذریبر حذر باش که سر می شکند دیوارش

شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد

  می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق

قلم بتراشم از هر استخوانم


مرکب گیرم از خون رگانم


بگیرم کاغذی از پردهٔ دل


نویسم بهر یااااار مهربانم

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

قلم بتراشم از هر استخوانممرکب گیرم از خون رگانمبگیرم کاغذی از پردهٔ دلنویسم بهر یااااار مهربانم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک 

چند روی قفسی ساخته تند از بدنم 

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روی قفسی ساخته تند از بدنم

ما را رها کنید با رنج بی حساب

 با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

ما را رها کنید با رنج بی حساب با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب

باز باران

 با ترانه

 با گهرهای فراوان

 میخورد بر بام خانه 


هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

باز باران با ترانه با گهرهای فراوان میخورد بر بام خانه

هر که درین بزن مقرب تر است 

جام بلا بیشترش می دهد 


هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

هر که درین بزن مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهد

دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینی


دمی زین  چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینیدمی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور 

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود 

رهرو‌آنست که آهسته و پیوسته رود 

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو‌آنست که آهسته و پیوسته رود

دست از طلب ندارم تا کام من برآید 

یا تن رسد به جانان یا جان زتن در آید

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان زتن در آید

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدارا 

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا 

هر رهگذری محرم اسرار نگردد. صحرای نمکزار چمنزار نگردد. هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست.‌ هر بی سر و پا یار وفادار نگردد.!

2824
2823
2791
2779
2792