سلام خانم من سال 96 تو یه تاپیکی در مورد فال پست شمارو خوندم،خیلی ها هم هزتون درخواست فال دادن،من مطمئنم هیچ کدومشون مشکلی جدی تر و بدتر از من نداشته باشن،من روم نمیشه بگم اما باید بگم،من توی سن پایین ک بودم خودارضایی میکردم بخاطر مشکلات روحیم و از خونواده سنتی هم هستم،ک ابروشون از همه چی مهم تره حتی از جونم،من اون موقع نمیدونستم پرده بکارت چیه،دوستامم ک همه درمورد اینجور کاراخیلی بلد بودن،من دقیقا نمیدونم کی و اولین بار کجا بکارتمو از دست دادم،من 21 سالمه،من این موضوعو به هیچ کس نگفتم حتی مشاور،با اینکه بارها رفتم مشاوره اما نگفتم چون میدونستم اونا بدونن هم هیچ کمکی نمیتونن ب من بکنن،من از این طرفم چون شهرستانی ام،معمولا اینجاها تو این سن و سالای من ازدواج میکنن،اما کاری ک من در گذشته کردم بی تاقیر تو آیندم نیست،منم مثل خیلی از دخترای جوون دیگه دوسدارم در آینده ازدواج کنم ،مادر بشم،صاحب خونواده جدید بشم،اما با این مشکلم نمیدونم چیکارکنم؟نمیدونم برا آینده ام چه تصمیمی بگیرم،اگه این موضوعو پدرمادرم بفهمن خوووون میشه،حتی یه درصد هم جرئتشو ندارم،اگه یه روز بخام بگم ترجیح میدم جای دوری برم ک خونوادم پیدام نکنن،من اگه خواستگار مناسبی برام پیدا بشه یا سنم بالاتر بره جواب خونوادمو چی بدم،خودمم بی میل نیستم ب ازدواج چون شدیدا تنهام،خواهش میکنم التماس میکنم ازتون،به عنوان خواهر کوچیکترِ گناهکار، از اون خانمی ک میشناسین راهنمایی بخاین بگید من برا آینده ام چی کار کنم؟ازدواجم چی میشه،آینده ام چی میشه؟لطفا خانم التماستون میکنم من مشکلم خیلی جدیه پای آبروم درمیونه،پای آینده ام درمیونه،من اشتباهی ک سال ها پیش کردمو الان دارم چوبشو میخورم،من فقط یه بچه بودم،چرا خدا با سرنوشتم اینجوری کرد؟حتی اگه بهم تجاوز شده بودو بکارتم میرفت اینقد عذاب نمیکشیدم و خودمو سرزنش نمیکردم،اما کاریه ک شده و هیچ جوره نمیشه جبرانش کرد،خانم التماستون میکنم پیاممو بخونید و جوابمو بدید،انشالله خدا شما و خونوادتونو حفظ کنه،
من اسمم زهراست اسم مادرم سیما