عمم پارسال یه پسر رو معرفی کرد برا من منم جواب ن داد قهر کرد باهام و تیکه انداخت مگه لیسانسی دخترای لیسانس الان با پسرای دیپلم ازدواج میکنن ت ناز میکنی الان امسال دوباره پیله کرده به همون پسر ول کن هم نیست ب اون یکی خواهرش همون عمم زنگ زده ک بگو جواب بدن پس جواب مثبت میخواد منم استرس دارم با فامیلا بابام خوب نیستیم ت خونه هم اذیتم میکنن برا ازدواج چکار کنم
چرا جملات سطحیتان را با «ما مردها با ما زنها»شروع میکنید؟لطفا کژی،کمبود های عاطفی و ایراداتتان را به پای کل جمعیت زنان یا مردان ننویسید.مثلا بگویید من زیاد دروغ میگویم نگویید ما مردها نمیتوانیم راست خیلی چیزها را بگوییم.یا بگویید من بداخلاقم نگویید ما زنها تمام پاییز خلقمان تنگ است...
جوابت نه بوده الانم نه هست دیگه درگیریت رو نمیفهمم الان بیخیال فامیل
پسر مغازه میوه داره با خودش و داداشش و باباش میگه امسال شهرداری قسمت تعزیرات کار میکنه پیله کرده هی زنگ میزنه بابامم اینا زنگ میزنن ب حرفشون عصبانی میشه مگه شوهر ریخته پسر خوب نیست دیگ چی میخوای مامانمم نیش خند میزنه و از خداش جوابم ار باش و هی پشت حرف بابام در میاد و میگه ت ناز میکنی مگه چی هستی دکترا داری یا مهندسی
چون تازه مامانش و زن دائیش و عمم قرار بیان خونه من ببینن منم گفتم خی پسر هم بیاد حرف هامون بزنیم ک دیگ نخوان دفعه بعد پسر رو بیارن بعد حمایت خانواده رو ندارم اگ اتفاقی یا مشکلی پیش اومد پشتم نیستن خونه و مغازه پسر هم محله های پایین تر ماست و محله زیاد خوبی نیست